گلستانش را گلی پیدا نبود
از گل او بلبلی شیدا نبود
فرقها ناز و نیاز از هم نداشت
بلبل و گل امتیاز از هم نداشت
ناگهان پیدا نیاز از ناز شد
حسن و عشق از یکدگر ممتاز شد
احتیاج آمد ز استغنا برون
گشت استغنا بر استغنا فزون
ابر آزاری ره گلشن گرفت
سبزهها آغاز روییدن گرفت
هر یکی فیضی از او قابل شده
سوی چیزی هر یکی مایل شده
این یکی بیرنگی آن یک رنگ خواست
وان یکی ناموس و آن یک ننگ خواست
پس به وفق خوی و استعدادشان
آنچه باید داد لایق دادشان
سبزهها را ساخت از گلها جدا
داد مرغان را جدا از هم نوا
نه گلی آگاه از بلبل هنوز
بلبلی را نه خبر از گل هنوز
گل به جیب شاخ رخ کرده نهان
عندلیب آسوده اندر آشیان
عشقها پنهان به هم میباختند
عاشقی پنهان ز هم میساختند
نی قد سروی هنوز افراخته
نی به سروی قمریی جا ساخته
طرهٔ سنبل همان بی تاب بود
دیدهٔ نرگس همان در خواب بود
باد نوروزی به طرف گلستان
شد پی زیب چمن دامن کشان
مهدهای گل عیان آمد به شاخ
عندلیب از آشیان آمد به شاخ
پرده از رخسار گلها باز شد
عندلیبان را نواها ساز شد
طرهٔ سنبل پریشانی گرفت
لاله در دل داغ پنهانی گرفت
نرگس از خواب عدم بیدار شد
چشم او زیب رخ گلزار شد
سروها را پای در گلها بماند
لاله ها را داغ بر دلها بماند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به وصف زیبایی و عشق میان گل و بلبل پرداخته است. در ابتدا، هیچ گلی پیدا نیست و بلبل نیز شیدا نیست. ناز و نیاز میان آنها از هم جداست و هر کدام خبری از دیگری ندارند. با گذشت زمان، نیاز و عشق میان آنها آشکار میشود و هر کدام به گرایشهای خود متوجه میشوند. گلها و سبزهها هر کدام به نوعی به وجود هم وابستهاند، ولی هنوز هم آگاهی و ارتباطی میان آنها وجود ندارد.
سپس با آمدن بهار و وزش باد نوروزی، گلها و بلبلان بیدار میشوند و عشق و زیبایی خود را نمایان میکنند. پرده از رخسار گلها برداشته میشود و بلبلان به نواخوانی میپردازند. در نهایت، عشق میان گلها و بلبلان و چالشها و زیباییهایی که در این رابطه وجود دارد، به تصویر کشیده میشود.
هوش مصنوعی: در باغ او هیچ گلی یافت نمیشود و از زیباییاش خبری نیست، مانند بلبل شیدایی که در این گلستان پرواز کند.
هوش مصنوعی: بلبل و گل هیچ تفاوتی در ناز و نیازشان با هم ندارند و هر دو از یکدیگر متمایز نیستند.
هوش مصنوعی: ناگهان عشق و زیبایی از هم تمایز پیدا کردند و نیاز به عشق از میان ناز و محبت بروز کرد.
هوش مصنوعی: نیاز به وجود آمد و این نیاز به غنی بودن انجامید و در نتیجه، غنی بودن بر غنی بودن افزوده شد.
هوش مصنوعی: ابر آزار به سمت باغ حرکت کرد و باعث شد سبزهها شروع به روییدن کنند.
هوش مصنوعی: هر کسی به نوعی از لطف و برکت خدا بهرهمند شده و به سوی چیز خاصی تمایل دارد.
هوش مصنوعی: یکی از آنها میخواست بیطرف باشد و هیچ رنگی به خود نگیرد، در حالی که دیگری به دنبال اعتباری بود و سومی به دنبال افتخار و شرف خود.
هوش مصنوعی: بنابراین مطابق با شخصیت و تواناییهای هر کس، باید به او چیزی را عطا کرد که شایستهاش باشد.
هوش مصنوعی: سبزهها را با گلها جدا کرد و مرغان را هم از همدیگر به دور نگه داشت.
هوش مصنوعی: میتوان گفت که نه گل از حال بلبل خبر دارد و نه بلبل از حال گل. این به نوعی نشاندهندهی بیخبری و ناآگاهی هر دو از یکدیگر است.
هوش مصنوعی: گلی در شاخهی درخت پنهان است و بلبل با آرامش در لانهاش نشسته است.
هوش مصنوعی: محبتها به طور نهانی میان هم رد و بدل میشد و عاشقان به صورت مخفیانه برای یکدیگر عشق میورزیدند.
هوش مصنوعی: تنها نی به قامت بلندی شبیه سرو هنوز ایستاده است و نی به سروی، قمر را در جایی به آرامش و سکون دعوت کرده است.
هوش مصنوعی: موهای خوشبو مثل گل سنبل بود و چشمهای نرگس خوابآلود و بیتاب بودند.
هوش مصنوعی: باد بهاری به سوی گلستان میوزد و در حال حرکت، دامن چمن را به زیبایی میکشاند.
هوش مصنوعی: گلهای زیبا به وضوح بر روی شاخههای بلبل ظاهر شدند و مانند یک پرنده از آشیانه خود به شاخهها آمدند.
هوش مصنوعی: با کنار رفتن حجاب از چهرهی گلها، آوازهای خوشی برای قناریها آغاز شد.
هوش مصنوعی: دخترکی با موهای خوشفرم و زیبا، به دل لالهای که در غم و راز پنهانی به سر میبرد، تاثیر عمیقی گذاشت.
هوش مصنوعی: نرگس از خواب عدم بیدار شد و چشمش زیبا و چشمنواز مانند گلها در باغ شد.
هوش مصنوعی: سروها در گلها باقی میمانند و لالهها زخمهای عمیقی بر دلها میگذارند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.