گنجور

شمارهٔ ۱۱۲

 
نیر تبریزی
نیر تبریزی » غزلیات
 

دل کسست از من و با چشم تو پیوست بهم

دشمن و دوست بخونم شد و همدست بهم

رشتۀ مهر چنان می گسل از هم که چو خط

ز در صلح در آید بتوان بست بهم

بکدامین طرف ایموج روانی که دگر

زورقی نیست درین بحر که نشکست بهم

تیر مژگان تو تا در دل خونبار نشست

شستم از دیده بیک چشم زدن دست بهم

چشم صید افکن آن ترک کمانکش نازم

که کند تعبیه صد تبر بیک شست بهم

گر زره پوش شود عارضت از خط چه عجب

که کشیده است برو تیغ دو بد مست بهم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.