گنجور

 
نسیمی

ای نسیم سحری! غالیه‌بار آمده‌ای

مگر از سلسلهٔ سنبلِ یار آمده‌ای

گر نداری هوس ریختن خون هزار

چیست ای غنچه! که با خنجر خار آمده‌ای

ای گل! ار سرخ برآیی عجبی نیست که تو

شرمسار رخ آن لاله‌عذار آمده‌ای

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
سید حسن غزنوی

ای گل تازه که در ملک به بار آمده ای

در دل خصمان بادت که چه خار آمده ای

پایدار است نکو خواه تو چون سرو از آنک

وقت رادی همه کف همچو چنار آمده ای

آشنا بط بچه را هیچکسی ناموزد

[...]

صائب تبریزی

در کدامین چمن ای سرو به بار آمده‌ای؟

که رباینده‌تر از خواب بهار آمده‌ای

با گل روی عرقناک، که چشمش مرساد!

خانه‌پردازتر از سیل بهار آمده‌ای

چشم بد دور که چون جام و صراحی ز ازل

[...]

آشفتهٔ شیرازی

گر نه ای چشم سیه بهر شکار آمده‌ای

تیر مژگان به کف از بهر چه کار آمده‌ای

دل‌نشینی عجب ای ناوک مژگان پیداست

کز کمان‌خانه ابروی نگار آمده‌ای

به تماشای گل و سرو و سمن حاجت نیست

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه