زجور زمانه دلم گشت سیر
در این صبر واین کوره اردشیر
چنان دان که در یوم پیروز یاد
که بردوستان جمله فیروز باد
چه کهتر چه مهتر هر آن کس که هست
همه شاد و خرم هم از باده مست
جهان را به شادی همی بسپرند
همه با می و رود و رامشگرند
منم بی می و رود با یک سرود
نه یار و نه همدم نه آوای رود
یکی روستا بچه فرسیم
غلام و دل پاک فردوسیم
نبینم همی لطف نیک اختری
شده مونسم دایما دفتری
کجا آفتابی که تف بخشدم
مگر چهره خسته بدرخشدم
کجا کیقبادی که یادم کند
به چربی همی بخت شادم کند
گرم روغنی بودی اندر چراغ
وزین نیک و بد نیز چندی فراغ
دهانم همی گوهران ریختن
زبرجد به لؤلؤ درآمیختن
سپاس از یکی شاه پروردگار
که گرچه حسابی درین روزگار
چو نرگس همه جام و لیکن تهی
به خانه خداوند آنگه رهی
جهان را نماند به کس پایدار
کشد یک به یک نیک و بد روزگار
مرا گر نه باغست و کاخ بلند
نه میوه که خیزد به شاخ بلند
براین زشتی از وی نباید برید
چو باید چنان پرده دی درید
کنون بازگردم به گفتار سرو
چراغ مهان سرو ماهان مرو
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از ناخرسندی و دلگرفتگی خود از روزگار و زمانه میگوید. او به صبر و تحملی که در خود ایجاد کرده اشاره میکند و یادآور میشود که در روز پیروزی، همه باید شاد و سرمست از شراب باشند. او به محض اینکه از باده و شادی دیگران بیبهره است، حس تنهایی و یأس را تجربه میکند. شاعر بر این باور است که زندگی را نمیتوان بر مبنای نیک و بد پایدار کرد و هر چه که هست باید پذیرفته شود. او به یاد کیقباد و شکوه گذشتهها اندیشیده و در نهایت از شاه پروردگار سپاسگزاری کرده و به این نتیجه میرسد که این جهان در حال گذر است و هیچ چیزی در آن پایدار نیست. در پایان، از سرود و نغمهها میگوید و با اشاره به زیباییها و نیکوییهای زندگی، کافه و شادی را ارج مینهد.
هوش مصنوعی: از سختیهای زندگی دلم خسته شده و دیگر نمیتوانم در این صبر و شکیبایی ادامه دهم.
هوش مصنوعی: بدان که در روز پیروزی، باید این را به یاد داشته باشی که همه دوستان باید در خوشبختی باشند.
هوش مصنوعی: هر کس که باشد، بزرگ یا کوچک، همه شاد و خوشحال هستند و از شراب سرمست هستند.
هوش مصنوعی: همه به شادی و خوشی دنیا را میگذراند و با نوشیدنی و نوازندهها سرگرم هستند.
هوش مصنوعی: من تنها و بدون شراب در کنار رود هستم، نه یاری دارم و نه همدمی، و نه حتی صدای جاری آب.
هوش مصنوعی: در یک روستا، ما بچهای به نام غلام داریم که دلش پاک است و مانند بهشت میماند.
هوش مصنوعی: نمیخواهم ببینم که مهربانی و خوشاقبالیام به کسی دیگر تعلق گرفته است و دائماً با یاد او در دل و ذهنم هستم.
هوش مصنوعی: کجا میتوانم خورشیدی پیدا کنم که بتوانم نور و روشنیاش را برسانم، جز اینکه چهرهی خستهام به درخشش درآید.
هوش مصنوعی: کجا کسی مثل کیقباد وجود دارد که به یاد من بیافتد و به زندگیام شادی و خوشبختی ببخشد؟
هوش مصنوعی: اگر در چراغ روغن گرم بودی، خوب و بد را مدتی از خود دور میکردی.
هوش مصنوعی: دهانم پر از جواهرات است و گویی زبرجد و مروارید را با هم ترکیب کردهام.
هوش مصنوعی: سپاس از خدای بزرگ که با وجود تمام دشواریهای این زمان، بهرهمندی از نعمتهای او همیشه حس میشود.
هوش مصنوعی: در اینجا تصویری از نرگس به کار رفته که زیبایی و جذابیت را نشان میدهد، اما در عین حال به تهی بودن و خالی بودن اشاره میکند. هنگام ورود به خانه خداوند یا مکان مقدس، به معنای دستیابی به حقیقت و معناست که در آنجا تمام زیباییها و زرق و برقها بیفاقد معنا هستند و تنها روح و حقیقت اهمیت دارد. در نهایت، میتوان گفت که زیباییهای ظاهری چیزی جز پوچی نیستند و تنها در پرتو معنای واقعی به ارزش میرسند.
هوش مصنوعی: دنیا برای هیچکس ثابت نمیماند و همه چیز در آن گذراست؛ خوب و بد به تدریج به سراغ انسان میآید.
هوش مصنوعی: اگر نه باغی باشد و نه قصر بلندی، و نه میوهای که از شاخ درخت بالا برود، چه اهمیتی دارد؟
هوش مصنوعی: بر این زشتی نباید خشم گرفت، چرا که باید مانند آن پردهای را که پوشش داده، کنار زد.
هوش مصنوعی: اکنون به صحبت از سروهای زیبا و نورانی برمیگردم، ای ماهان، به این سو برنگردید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.