گنجور

 
سرایندهٔ فرامرزنامه

دو مه بر سر آب زین سان برفت

سوی راه خاور بسیچید تفت

سه ماهه رسیدند نزد زمین

نیازرده کس زان سپاه گزین

چنین گفت ملاح با پهلوان

که ای نامور گرد روشن روان

جزیری بدین راه باشد همی

که شیر ژیان نگذرد زان زمی

پر از مردم گرد و شمشیر زن

نسازند هرگز به ما انجمن

نه کارند و ورزند و نه بدروند

نه نیکی شناسند و نه بدروند

در آن بیشه از میوه و خوردنی

که تن را بدانست پروردنی

فراوان ز هر گونه آید به دست

مر آن دیو چهران ز بالا و پست

کسانی که خوانندشان پادوال

در آنجاست ای پهلو بی همال

به گیتی مبیناد کسشان اثر

که بس کینه جویند و پرخاشخر

فرامرز بشنید و شد تنگ دل

وز آن مردم بدرگ سنگ دل

به ملاح گفتا بباید شدن

بدین راه و لشکر بدین ها زدن

به زور خداوند جان آفرین

از ایشان کنم پاک روی زمین

بگفت این و ملاح کشتی براند

چو تنگ اندر آمد یلان را بخواند

بفرمود تا جوشن کارزار

بپوشند گردان خنجر گذار

چو بر ساحل آمد سپهبد بر آب

از آن زشت چهران دلش پرشتاب

چو نزد جزیره رسید آن سپاه

برآراستند از پی رزمگاه

بر آمد به ایران سپه یک خروش

کزان ژرف دریا برآورد جوش

همان دیو چهران برون تاختند

به ساحل یکی رزمگه ساختند

ز دیوان فرون تر ز پنجه هزار

به رزم اندر آمد سوی کارزار

از آن هر یکی را به چنگ اندرون

یکی استخوان از درختی فزون

بجستند اندر هوا همچو گرد

رسیدند چون باد نزدیک مرد

زدندی از آن استخوان بر سرش

بکردی همه خرد یال و برش

فراوان ز گردان ایران زمین

بکشتند و خستند بر دشت کین

سپهبد چنین گفت با سروران

که ای نامداران و جنگی سران

به نیزه درآیید زی کارزار

مگر اندرآرید از ایشان دمار

سواران سوی نیزه بردند دست

خروشان به کردار پیلان مست

نیستان شد از نیزه آوردگاه

ز نیزه نه خورشید پیدا نه ماه

هر آنگه کز آن دیو چهران یکی

بجستی ز باد هوا اندکی

زدی در هوا بر سنان نیزه زن

به کردار مرغ از در باب زن

همه تن بدان نیزه ها در زدند

ز نوک سنان جمله خسته شدند

بکشتند بسیار از آن بدتنان

بسی خسته نالان و زاری کنان

بدانگه کزیشان فراوان نماند

فرامرز لشکر سوی بیشه راند

کسی را که بد زنده ایرانیان

خروشان و جوشان و نعره زنان

ز نیزه به شمشیر بردند دست

بکشتند و کردند یکباره پست

جزیره از آن بدتنان گشت پاک

بجستند بالا و جای مغاک

ندیدند از ایشان کسی را به جای

سپهبد سوی رفتن آورد پای

 
sunny dark_mode