گنجور

بخش ۷ - قزوین، رییس علوی آن و صنعت کفشگری در قزوین

 
ناصرخسرو
ناصرخسرو » سفرنامه
 

پنجم محرم سنه ثمان و ثلثین و اربعمائه دهم مرداد ماه سنه خمس عشر و اربعمائه از تاریخ فرس به جانب قزوین روانه شدم و به دیه قوهه رسیدم.

قحط بود و آن جا یک من نان جو به دو درهم می‌دادند. از آن جا برفتم، نهم محرم به قزوین رسیدم. باغستان بسیار داشت بی دیوار و خار و هیچ چیز که مانع شود در رفتن راه نبود.

و قزوین را شهری نیکو دیدم باروی حصین و کنگره بر آن نهاده و بازارها خوب الا آنکه آب در وی اندک بود در کاریز به زیرزمین.

و رییس آن شهر مردی علوی بود و از همه صناع‌ها که در آن شهر بود کفشگر بیش تر بود.



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

مهرداد الف نوشته:

مذهب علوی رییس شهر قزوین که ناصرخسرو از آن یاد می کند با شیعه فرق می کند و مانند علویان امروز ترکیه بوده است. در سفرنامه ناصرخسرو می بینیم که فقط از شهرهای طبریه (دربلندی‌های جولان) و صور (در لبنان) به عنوان شهرهای شیعه مذهب یاد می کند و در زمان وی اصفهان همگی سنی مذهب بوده اند همچین است تبریز و اکثر شهرهایی که سفر کرده و نام برده است.

👆☹

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.