گنجور

 
ناصرخسرو قبادیانی
 

ششم روز از دی ماه قدیم به شهر آمِد رسیدیم. بنیاد شهر بر سنگی یک لخت نهاده، و طول شهر به مساحت دو هزار گام باشد و عرض هم چندین. و گرد او سوری کشیده است از سنگ سیاه که خشت‌ها بریده است از صد منی تا یک هزار منی، و پیش روی این سنگ‌ها چنان به یکدیگر پیوسته است که هیچ گل و گچ در میان آن نیست.

بالای دیوار بیست ارش ارتفاع دارد و پهنای دیوار ده ارش. به هر صد گز برجی ساخته که نیمه‌ی دائره آن هشتاد گز باشد و کنگره او هم از این سنگست. و از اندرون شهر در بسیار جای نردبان های سنگین بسته است که بر سر بارو توان شدن. و بر سر هر برجی جنگ گاهی ساخته‌اند، و چهار دروازه بر این شهرستانست همه آهن بی چوب، هر یکی روی به جهتی از جهات عالم: شرقی را باب الدجله گویند، غربی را باب الروم، شمالی را باب الارمن و جنوبی را باب التل. و بیرون این سور سوری دیگرست هم از این سنگ، بالای آن ده گز. و همه ی سرهای دیوار کنگره و از اندرون کنگره ممری ساخته چنانکه با سلاح تمام، مرد بگذرد و بایستد و جنگ کند به آسانی. و این سور بیرون را نیز دروازه های آهنین برنشانده‌اند مخالف دروازه های اندرونی، چنانکه چون از دروازه های سور اول در روند، مبلغی در فصیل بباید رفت تا به دروازه های سور دویم رسند و فراخی فصیل پانزده گز باشد.

و اندر میان شهر چشمه‌ایست که از سنگ خاره بیرون می‌آید، مقدار پنج آسیا گرد، آبی به غایت خوش و هیچ کس نداند که از کجا می‌آید، و در آن شهر اشجار و بساتینست که از آن آب ساخته اند و امیر و حاکم آن شهر پسر آن نصر الدوله است که ذکر رفت.

و من فراوان شهر‌ها و قلعه‌ها دیدم، در اطراف عالم، در بلاد عرب و عجم و هند و ترک مثل شهر آمد هیچ جا ندیدم که بر روی زمین چنان باشد و نه نیز از کس شنیدم که گفت چنان جای دیگر دیده‌ام.

و مسجد جامع هم از این سنگ سیاهست چنانکه از آن راست تر و محکم تر نتواند دید، و درمیان جامع دویست و‌اند ستون سنگین برداشته‌است، هر ستونی یک پاره سنگ، و بر ستون‌ها طاق زده است همه از سنگ، و بر سر طاق‌ها باز ستون‌ها زده است کوتاه تر از آن، و صفی دیگر طاق زده بر سر آن طاق های بزرگ، و همه بام های این مسجد به خر پشته پوشیده، همه تجارت و نقارب و منقوش و مدهون کرده، و اندر ساحت مسجد سنگی بزرگ نهاده و حوضی سنگین مدور، عظیم بزرگ، بر سر آن نهاده، ارتفاعش قامت مردی و دور دائره آن ده گز، نایژه ایی برنجین از میان حوض بر آمده که آبی صافی به فواره از آن بیرون می‌آید چنان که مدخل و مخرج آن آب پیدا نیست، و متوضایی عظیم بزرگ و چنان نیکو ساخته که به از آن نشود، الا که سنگ آمد که عمارت کرده‌اند همه سیاهست و از آن میافارقین سپید، و نزدیک مسجد کلیسایی‌ست عظیم به تکلف هم از سنگ ساخته و زمین کلیسیا مرخم کرده به نقش ها، و بر طارم آن که جای عبادت ترسایانست، دری آهنین مشبک دیدم که هیچ جای، مثل آن دری، ندیده بودم.

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

علی در ‫۹ سال و ۳ ماه قبل، پنج شنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۱، ساعت ۱۴:۰۶ نوشته:

با سلام میخواستم یک نکته درباره شهر آمد خدمت تون عرض کنم موقعی که من با برادرم محمد به تبریز سفر کرده بودیم دیدم که ترکها داداشمو ((آمد)) صدا میزنن ناراحت شدم وبا تعجب پرسیدم این چه نامیست داداشم با خنده گفت ترکها نام محمد و ممد تلفظ می کنند و اقا محمد رو(( آمد ))تلفظ می کنند پس به نظر من ((شهر آمد)) به معنی ((شهر اقا محمد)) است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

رسته در ‫۹ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۱، ساعت ۱۰:۳۴ نوشته:

شهر آمِِد ( با کسره زیر میم) تلفظ می شود. حدس زده می شود که 2300 سال قبل از میلاد بنا شده بوده است.بارها و بارها بین ایران اشکانی و ساسانی و روم دست به دست شده است ، چندی بعد از باز دید ناصر خسرو ویران شده است. هیچ ربطی به آممد ندارد.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

امین کیخا در ‫۸ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۳۷ نوشته:

رسته جان با درود امد همین اکنون نام کردی یک شهر در ترکیه است ،

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

امین کیخا در ‫۸ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۲۲:۱۷ نوشته:

ترکی ان دیار بکر است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

نه ڤید کورمانج در ‫۶ سال و ۱۱ ماه قبل، پنج شنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۱۵ نوشته:

آمد در کردستان باکور(شمالی) و مردم آن کرد با گویش کرمانجی میباشند.آمد در زبان کردی به معنای جای بکر و دست نخورده است.ترکها به آن دیار بکر میگویند

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

alireza در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، یک شنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۱۸ نوشته:

شهر آمد همان دیاربکر است
توصیف های ناصر خسرو از این شهر‌(دیوار ها همراه برجک ها و غیره) با عکس های امروز از این شهر تطابق دارد.
پیوند به وبگاه بیرونی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

پریسا در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، پنج شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۱۸:۴۵ نوشته:

با سلام،
"در بسیار جای نردبان های سنگین بسته است که بر سر باور تواند شد."
در این جمله باور به نظرم اشتباه آمده است، بارو درست تر میباشد. نردبان را به سر باروی برج قرار می دهند.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

علی مهاباد در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، دو شنبه ۲۱ دی ۱۳۹۴، ساعت ۰۲:۲۰ نوشته:

به نظر من منظور ناصرخسرو شهر آمیدیه عراق است نه آمد ترکیه. با دیدن لینک زیر عکس شهر رو هم میتونین ببینین که با گفته های ناصر خسرو منطبقه
پیوند به وبگاه بیرونی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

زانیار در ‫۴ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۰ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۲۱:۱۲ نوشته:

سلام
من الان آمد زندگی می کنم . (سور) دقیقا با اطلاعاتی که ناصر خسرو داده مطابقت داره . این شهر کرد نشین هستش و مردم هم شهر را با نام آمد می شناسند . بر روی دیوار آن آثاری از دوره ی آشور وجود دارد .

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

بابک چندم در ‫۴ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۱۷:۱۲ نوشته:

شاید که در اصل آماتای بوده؟ که به آمَتَ و بعد آمد تبدیل شده؟؟؟
آشوریان مادها را "ماتای" می خواندند...

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

بابک چندم در ‫۴ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۱۷:۱۴ نوشته:

پوزش آمِتَ به جای آمَتَ...

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

مجید میزازاده در ‫۳ سال و ۵ ماه قبل، دو شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۴۴ نوشته:

شهر آمد و دیاربکر دو مکان مختلف است. زیرا ناصر خسرو در بخش 18 نام دیاربکر را بعنوان منطقه آورده است. شهر آمد همان شهر آمد است .

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.