همچو زلفت کار من با تو دراز افتاده است
صد رهم افتاده بود، این کار باز افتاده است
بندهٔ شوریدهای در بند شاهی مانده است
پشهٔ سرگشتهای در چنگ باز افتاده است
زلف مشکین تو حال ما پریشان کرده است
لعل میگون تو ما را چاره ساز افتاده است
نرگس مست تو در محراب ابرو از چه روی
همچو زهاد حریص اندر نماز افتاده است
چون طواف کعبهٔ رویت کند دل در سماع
لاجرم در جانم آهنگ حجاز افتاده است
آخر ای نی یک زمان از صحبت رندان منال
بینوایان را دمی با تو نیاز افتاده است
نالهٔ پیدا و آب چشم پنهانم چه سود
تشتم از بام و نقاب از پیش راز افتاده است
گر روند اهل حقیقت در پی خوبان چه باک
راه آن اقلیم در کوی مجاز افتاده است
در هوای مجلس خاص تو ناصر همچو شمع
روزها مرده است و شبها در گداز افتاده است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به معشوق خود و تأثیر او بر حال و روزش میپردازد. او از دشواریها و دردی که به دنبال عشقش متحمل میشود صحبت میکند و به طولانی شدن این عشق اشاره دارد. معشوق با زلف و چهرهاش او را پریشان و در بند عشق خود نگه داشته است. او همچنین از حالاتی چون ناله و اشک به خاطر این عشق یاد میکند و به چگونگی تأثیرات روحی و معنوی این عشق بر خود اشاره میکند. در نهایت، شاعر به عواطف و مشکلاتی که در پی عشق و اتصال به معشوق در جامعه وجود دارد، اشاره میکند و از خشکیدن روح و جان در انتظار عشق حقیقی میگوید.
هوش مصنوعی: کار من با تو بهقدری طولانی و پیچیده شده که مانند زلفهای تو دراز و درهم است. در گذشته هم مشکلات زیادی وجود داشت، ولی الان این وضعیت همچنان ادامه دارد و برطرف نشده است.
هوش مصنوعی: شخصی در حالتی گیج و آشفته در زیر سرپرستی کسی قرار دارد، مانند یک پشه که به دام یک پرنده گرفتار شده است.
هوش مصنوعی: موهای سیاه و زیبا تو، حال ما را به هم ریخته و ناراحت کرده است. لبهای قرمز و خوشرنگ تو برای ما راه حلی فراهم کرده است.
هوش مصنوعی: چرا نرگس زیبای تو، با ابروهای کمانیت، مثل زاهدان پرهیزکار که در نماز هستند، به شدت در حال عبادت و خضوع است؟
هوش مصنوعی: زمانی که دل به دور جمال تو طواف میکند و در حال شادی و شوق است، بیتردید در وجودم به سمت سرزمین حجاز تمایل پیدا کرده است.
هوش مصنوعی: ای نی، لحظهای از صحبت رندان غافل نشو، زیرا در این دمی که با تو هستم، نیاز بیچارگان برطرف شده است.
هوش مصنوعی: ناله و گریهای که برای دیگران مشهود است، چه فایدهای دارد وقتی که اشکهایم را بهصورت پنهانی میریزم؟ دیگر نمیتوانم از بالای بلندیها فریاد بزنم، زیرا رازهایم در جلوی دید همه قرار گرفته و نمایان شدهاند.
هوش مصنوعی: اگر اهل حقیقت در جستوجوی نیکان باشند، چه ایرادی دارد که راه آن سرزمین در کوچهی مجاز و ظاهری گم شده باشد؟
هوش مصنوعی: در فضای محفل تو، ناصر مانند شمعی است که در روزها خاموش و مرده به نظر میرسد و در شبها به خاطر فراوانی احساسات و شور و شوق، در حال ذوب شدن است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.