پریشانم چو زلفت حالم این است
بگفتم مو به مو احوالم این است
کشم دریای خون از دیده هر دم
دمادم جامِ مالامالم این است
همایون بلبل بستان عشقم
دلی دارم شکسته حالم این است
زر رخساره در پایت فشانم
ز هر وجهی که باشد مالم این است
گدائی میکنم بر آستانش
نشان دولت و اقبالم این است
ببینم کوری چشم رقیبان
به روز سعد رویت فالم این است
اگر عالم نبخشد کام ناصر
چه باید کرد کار عالم این است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از حال پریشان و عاشقانهاش صحبت میکند. او به زیبایی معشوقش اشاره میکند و میگوید که چشماش به عشقش روشن و دلش شکسته است. احساساتی مثل غم و شوق را به تصویر میکشد و به صورت نمادین از گدایی محبت او سخن میگوید. شاعر بیان میکند که حتی اگر دنیا او را راضی نکند، باز هم این وضعیت بخشی از تقدیر و سرنوشت اوست.
هوش مصنوعی: احساسات من به اندازه زلفهای تو آشفته و سرگردان است. به دقت و با جزئیات از حال و روز خودم برایت صحبت کردهام و این حالاتم همچنان ادامه دارد.
هوش مصنوعی: من همیشه و به طور مکرر از چشمانم اشکهای عمیق و پرمقداری جاری است، گویی دریایی از خون را میکشم.
هوش مصنوعی: بلبل خوشخوان باغ عشق من است، اما قلبی دارم که شکسته و دردی در وجودم هست.
هوش مصنوعی: من زیبایی صورتم را به پای تو میریزم، زیرا آنچه که دارم، همین است.
هوش مصنوعی: من برای رسیدن به درگاه او خود را به زحمت میاندازم و این نشان از خوشبختی و کامیابی من است.
هوش مصنوعی: میخواهم ببینم رقیبانم چه حالی دارند وقتی که در روز خوشبختی تو را میبینند. این پیشگویی من است.
هوش مصنوعی: اگر دانشمند چیزی به ناصر ندهد، چه باید کرد؟ انجام وظیفه دانشمند همین است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.