زلف سیاهت پیش رخ، هندو به مهتاب اندرست
در آب دیده روی من، چون زر به سیماب اندرست
در دور چشم کافرت، گویا مسلمانی نماند
کان مست جادو بیخبر، خفته به محراب اندرست
هر گه شود روی دلت، یک ذره از ما تافته
هر دل که یابد سوزدش، آهن که در آب اندرست
چشم تو ما را بیگنه، گه میکُشد، گه میکَشد
او مینداند قدر ما، آری سرش خواب اندرست
باشد که از خاک درت، باد عنایت در رسد
کین مردم چشمم مرا، کشتی به غرقاب اندرست
دل را که خون شد ره دهم، در دیده بهر روشنی
کامشب ز عکس روی تو، مه چشمهٔ آب اندرست
هجر تو ناصر را خنک، در بستر اندازد ولی
بر یاد خط سبز تو، بر فرش سنجاب اندرست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیباییها و احساسات عاشقانه میپردازد. شاعر به زلف سیاه و چهرهی دلربای معشوق اشاره میکند و تأثیر آنها بر دل و چشم خود را توصیف میکند. او به نوعی عجز و ناتوانی در برابر جاذبههای معشوق اشاره دارد و میگوید که چشمان معشوق او را میکشد و نمیداند چقدر برای او ارزشمند است. شاعر همچنین به درد فراق و longing برای معشوق اشاره کرده و آرزو دارد که محبت و عنایت او به او برسد. در نهایت، یادآوری زیباییها و خط سبز معشوق بر فرش یادآور عشق و دلتنگی اوست.
هوش مصنوعی: زلف سیاه تو در مقابل چهرهام، همچون هندوهایی است که در نور مهتاب در آب نگاه میکنند. چهرهام در چشمانت مانند طلا در جیوه میدرخشد.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که در برابر زیبایی و جذابیت چشمان تو، نشانهای از ایمان و باور باقی نمانده است. گویی کسی که در حال شادی و مستی است، بیخبر از واقعیتها، در محیطی مقدس و آرام خوابش برده است.
هوش مصنوعی: هر بار که دل تو شاد میشود، یک ذره از ما هم با تو خوشحال میشود. هر دلی که به عشق و احساسات دچار میشود، مانند آهنی است که در آب قرار گرفته و میسوزد.
هوش مصنوعی: چشم تو گاهی ما را بدون گناه میکُشد و گاهی هم خود را از ما بیخبر نگه میدارد؛ اما او نمیداند که چه ارزشی داریم، چرا که در دنیای خواب و خیال غرق شده است.
هوش مصنوعی: امیدوارم که از خاک درگاه تو، نسیم بخت و خوش شانسی به من برسد، زیرا این مردم چشم انتظار من هستند و من در دریا به شدت غرق شدهام.
هوش مصنوعی: اگر دل من از غم رنجیده و خونین شده، امشب در چشمانم به خاطر زیبایی تو، نور و روشنی وجود دارد و مانند چشمهٔ آب زنده است.
هوش مصنوعی: یکی از معانی این بیت میتواند اینگونه باشد که جدایی و فراق تو برای ناصر خنک و آرامشبخش است، اما در عین حال یاد تو با خط سبزت در ذهنش ثبت شده و باعث شده که او همچنان به یاد تو باشد و زیر پایش در فرش سنجاب به آن فکر کند. در واقع به نوعی تو برای او باعث تسکین شدهای، اما خاطرهات همچنان در وجودش زنده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.