تا به چشمم ز خیال تو درآمد خیلی
برق آه از دل من جست و روان شد سیلی
همه سر سبزیت از آه سحرگاه من است
نیست با باد صبا سرو روان را میلی
پسرا از غم هجرت به سر آمد عمرم
غم فرزند کسان چند خورم واویلی
کی به زنجیر سر زلف تو گردد مجنون
هر که در محنت هجران نگذارد لیلی
چند در چنگ فراق تو بسوزم چون عود
پوش بر زلت ناصر به عنایت ذیلی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر شاعر به شدت تحت تأثیر عشق و دوری معشوق قرار دارد. او از خیالات خود درباره معشوق سخن میگوید و بیان میکند که این خیال مانند سیلی دلش را تحت تأثیر قرار داده است. او همچنین اشاره میکند که زیبایی معشوقش نشأتگرفته از آرزوها و آلام اوست و میگوید که از غم جدایی عمرش به سر آمده است. شاعر حسرت و اشتیاق خود را برای وصال معشوق ابراز میکند و به محنت و رنج ناشی از فراق اشاره دارد. در نهایت، او به زنجیر زلف معشوق و تقدیر محتوم خود در این عشق اشاره میکند.
هوش مصنوعی: وقتی تصویری از تو در ذهنم آمد، آه بلندی از دل من برخاست و به اندازه یک سیلاب جاری شد.
هوش مصنوعی: سرسبزی تو فقط به خاطر آه و نالههای من در سحرگاه است. تو هیچ تمایلی به باد صبحگاهی نداری.
هوش مصنوعی: من از درد دوری و جدایی به پایان عمرم رسیدم و نمیدانم باید از چه افرادی و برای چه چیزی غمگین باشم.
هوش مصنوعی: هر کسی که در درد دوری تو باشد، حتماً مانند مجنون به زنجیر عشق تو در میآید، و این شایسته است.
هوش مصنوعی: چند بار باید در آتش دوری تو بسوزم، مانند عود که بر اثر آتش نیمسوز میشود و منتظر رحمتی از سوی تو هستم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ما و آن خانمِ خوشلهجهٔ اسرائیلی
به جهنم شرفِ دولتی و فامیلی
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.