مرا هر دم فزاید درد و داغی
که بوئی یابد از تو هر دماغی
چه خال است آن تو را بالای ابرو
کمان را چون گذر نبود به زاغی
بیا تا با رخ و زلفت نشینیم
شب تاریک در پیش چراغی
چنین قامت ندارد هیچ سروی
چنین سروی ندارد هیچ باغی
توئی گل، من نشسته بر سر خار
توئی لاله، مرا بر سینه داغی
ز دل خوناب چشم من رسول است
نباشد بر رسولان جز بلاغی
کجا روی تو بیند چشم ناصر
که از گریه نمییابد فراغی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از درد و اندوهی که به واسطه عشقش به معشوقش افزایش مییابد صحبت میکند. او به زیباییهای معشوق اشاره میکند و قیاسهایی از آنچه نمیتواند ببیند یا حس کند میآورد. شاعر شب را به تصویر میکشد و به شبنشینی با معشوق میپردازد، در حالی که زیباییهای او را چنان بینظیر توصیف میکند که هیچ موجود دیگری در طبیعت با او قابل مقایسه نیست. در نهایت، شاعر از غم و اندوه بیپایان خود میگوید و ابراز میکند که چشمش تنها به دنبال دیدن روی معشوقش است، اما این موضوع باعث ناراحتی و گریهاش شده است.
هوش مصنوعی: هر لحظه برغم و اندوه من افزوده میشود، بهطوری که هر کسی که تو را ببوید، از معتمد بودن این احساس آگاه میشود.
هوش مصنوعی: آن خالی که بالای ابروهایت نقش بسته، مانند کمانی است که بر روی زاغها نمیگذرد.
هوش مصنوعی: بیا تا با زیبایی و موهایت در این شب تار، کنار چراغی بنشینیم.
هوش مصنوعی: هیچ درخت سروی به زیبایی و قامت او وجود ندارد و هیچ باغی نیز نمیتواند چنین سروی را داشته باشد.
هوش مصنوعی: تو مانند گلی زیبا هستی و من در کنار تو مثل خاری هستم. تو همچون لالهای درخشان هستی و من در دلم حسرت و درد را احساس میکنم.
هوش مصنوعی: چشم من پر از اشک و غم است و این پیام من را به دیگران میرساند؛ و بر هر پیامبری جز معانی روشن و واضح، چیزی نیست.
هوش مصنوعی: چشمی که به جمال تو خیره شده، به کجا میتواند برود وقتی که از شدت گریه نمیتواند لحظهای آرامش پیدا کند؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چنان دیدم که اندر پهن باغی
به دست آوردمی روشن چراغی
اگر نبود ترا چشم و چراغی
ز گلخن فرق نتوان کرد باغی
در افشان لاله در وی چون چراغی
ولیک از دود او بر جانش داغی
دلی دارم در او دردی و داغی
که یکدم نیستش از غم فراغی
به هر دل از دلم سوزی بگیرد
بسوزد چون چراغی از چراغی
ازین شکرلبان شمع صورت
[...]
به کرمی داد از ابریشم کناغی
به کرمی میدهد در شب چراغی
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.