خواهم چو صبا گرد سر کوی تو گشتن
با باد بر آمیخته و بر بوی تو گشتن
ناکامتر از تیر تو در کیش تو بودن
آشفتهتر از زلف تو بر بوی تو گشتن
بر خاک درت خسته و محتاج نشستن
بیچاره و درویش و دعاگوی تو گشتن
ای شاه گدایانه دعا گویمت از دور
چون نیست مرا زهره در اردوی تو گشتن
چون شانه سر اندر سر سودای تو کردم
باشد که توان خم به خم موی تو گشتن
بفرست نصیبی به گدایان خود ای دوست
حاضر نتوانیم چو در طوی تو گشتن
دل میطلبد در ره عشق تو چو ناصر
آزاد شدن از خود و هندوی تو گشتن
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به عشق و آرزوی دیدار معشوق میپردازد. او میخواهد مانند نسیم صبحگاهی در کوی معشوق بگردد و با بوی او آمیخته شود. او ابراز میکند که هرچقدر هم تلاش کند، نمیتواند به مقام معشوق برسد و از زلف او آشفتهتر میشود. شاعر در خستگی و نیاز در کنار درگاه معشوق نشسته و خود را بیچاره و درویش میداند. او از دور دعا میکند و اشاره میکند که توانایی ورود به محفل معشوق را ندارد. در پایان، شاعر آرزو میکند که از خود رهایی یابد و همچون ناصر، به عشق معشوق برسد.
هوش مصنوعی: میخواهم مانند صبحگاه با نسیم دور کوی تو بچرخم و با بوی تو آمیخته شوم.
هوش مصنوعی: کسی که از تو ناامیدتر است، در عشق و بازی تو، به مراتب پریشانتر از کسی است که در بوی زلف تو غرق شده است.
هوش مصنوعی: نشستن بر روی خاک در خانهات، از روی خستگی و نیاز، و زار و درویش بودن و برای تو دعا کردن.
هوش مصنوعی: ای پادشاه، از دور برایت دعا میکنم، زیرا من جرات و توانایی نزدیک شدن به جمع تو را ندارم.
هوش مصنوعی: زمانی که در فکر و خیال تو غرق شدم، امیدوارم که بتوانم همچون شانهای در میان موهای تو سر بخورم و از زیباییات لذت ببرم.
هوش مصنوعی: ای دوست، لطفاً سهمی به درویشان بده، زیرا ما نمیتوانیم مانند تو در اینجا بمانیم.
هوش مصنوعی: دل در جستجوی عشق توست و میخواهد مانند ناصر از خود رهایی یابد و به تو پیوندد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.