خرقه بر آتش و سجاده در آب اندازم
خویشتن را به خرابات خراب اندازم
بانگ ابریشم ازین خرقهٔ پشمینه به است
چنگ در خرقه زنم، پیش رباب اندازم
چارچوب تنم از آتش دل پاک بسوخت
برم این سوخته را در میِ ناب اندازم
مینماید سوی میخانه مغنی ره راست
خویشتن را ز خطا سوی صواب اندازم
خاکیان مست چو نرگس ز زمین برخیزند
بر سر خاک چو یک جرعه شراب اندازم
پای بیرون نهم از آب و گل عالم سفل
تا به کی جوهر خود را به خلاب اندازم
پردهٔ صورت معشوق به جز ناصر نیست
وقت آن است که از چهره نقاب اندازم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر با بیانی شاعرانه از رهایی و رستگاری سخن میگوید. او بهخود میگوید که دنیای مادی و عطر آتشین درونش را رها کند و به دنبال حقیقت و معنویت برود. در این راه، او تلاش دارد تا از محدودیتهای دنیای مادی بگذرد و خود را به حالتی از سرمستی و آزادی برساند. شاعر همچنین به زیبایی معشوق اشاره میکند و اعلام میکند که وقت آن رسیده است تا پردهها را کنار بزند و به حقیقت عشق و وجود خود برسد. بهطور کلی، این شعر به تمایلات روحانی و جستجوی معنای عمیق زندگی اشاره دارد.
هوش مصنوعی: من لباس زهد و پارسایی را به آتش میسپارم و سجادهام را در آب میاندازم، تا خود را به کجروی و بیخیالی بسپارم.
هوش مصنوعی: صدای ابریشم از این لباس پشمی بهتر است. من چنگ را در این لباس میزنم و آن را به سمت ساز میاندازم.
هوش مصنوعی: بدن من بر اثر آتش عشق سوخته است، این سوخته را در می ناب بریزم.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که فردی به سمت میخانه و خواننده میرود و میخواهد از اشتباهات خود دور شود و به سوی درستکاری و حقیقت رهنمون شود.
هوش مصنوعی: افراد عادی و زمینی مانند گل نرگس از زمین برمیخیزند و به سرزمین زندگی و وجود خود توجه میکنند، و من در این لحظه مانند کسی که یک جرعه شراب مینوشد، احساس شگفتی و سرمستی میکنم.
هوش مصنوعی: میخواهم از محدودیتهای دنیای مادی و پست رهایی پیدا کنم و دیگر از شرایط و مشکلات آن رنج نبرم. تا چه زمانی باید به پیدا کردن ارزش حقیقی وجودم در این باتلاق بپردازم؟
هوش مصنوعی: تنها کسی که میتواند پردهی چهرهی محبوب را کنار بزند، ناصر است. اکنون زمان آن فرا رسیده که من نقاب را از چهرهام بردارم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چند خود را زخیال تو به خواب اندازم ؟
چند از تشنه لبی سنگ در آب اندازم؟
در نهانخانه محوست عبادتگاهم
نیستم موج که سجاده بر آب اندازم
لاله ای نیست صباحت که مرا گرم کند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.