آتش افروزی کنی بر سوخته عودم دگر
در غمت چیزی به جز آتش نیفزودم دگر
دم زدم دودی برآمد، زود بربستم دهان
تا کجا سر بر زند این آتشین دودم دگر
همچو آب آسوده بودم، تا به سر باز آمدم
پیش سرو قامتت هرگز نیاسودم دگر
گر چه بودم ذرهسان تا خود گشادی ابر زلف
نور مهرت در ربودم هیچ ننمودم دگر
گر به مسجد در صف زهاد آئی در نماز
پیش محرابم تو باشی نیست معبودم دگر
بر تو افشاندم دل و جان، همچو صبرم نیست یاد
گر جز این چیزی بود در بود و نابودم دگر
سودهام چون حلقه سر بر هر در و دیده زیان
نیست از سودای مهرویان جز این سودم دگر
باده ده ساقی و عذری گوی با واعظ که من
تا شنیدم صوت مطرب هیچ نشنودم دگر
دوش میگفتی تو با ناصر که مقصود تو چیست
گفت مقصود آنکه جز تو نیست مقصودم دگر
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات عمیق و دردناک عشق و جدایی است. شاعر از آتش عشق و غم میگوید که دیگر نمیتواند چیزی به آن بیفزاید و احساس میکند که هیچ چیز جز التهاب و دود درونش وجود ندارد. او به شوق و آرامش عشق خود اشاره میکند و میگوید که هیچ چیز دیگری نمیتواند جایگزین آن شود. در برابر معبودش، او فقط به عشق و علاقهاش فکر میکند و به دیگر امور هیچ توجهی ندارد. در نهایت، شاعر میخواهد تنها عشقش را ببیند و هیچ چیز دیگری برایش مهم نیست.
هوش مصنوعی: اگر بر خاکستر جگر سوختهام آتش بیفروزی، دیگر غمگینی من چیزی جز شعلهای برنمیافزاید.
هوش مصنوعی: من به سرعت دمی کشیدم و دودی بلند شد، به همین خاطر دهانم را بستم تا ببینم این دود آتشین تا کجا سر بر میآورد.
هوش مصنوعی: من مانند آب در آرامش بودم، اما زمانی که به پیش تو آمدم، هرگز دیگر آرامش نیافتم.
هوش مصنوعی: با وجود اینکه در ابتدا به اندازه یک ذره کوچک بودم، اما وقتی که ابر زلف نورانی محبت تو را در خود جذب کردم، دیگر هیچ چیز از من پدیدار نشد.
هوش مصنوعی: اگر در صف نمازگزاران مسجد قرار بگیری و در برابر محراب من باشی، دیگر هیچ معبودی جز تو برای من نخواهد بود.
هوش مصنوعی: من تمام دل و جانم را به پای تو ریختم، و صبرم دیگر مثل قبل نیست. اگر چیزی جز این باشد، در وجودم دیگر چیزی نمانده است.
هوش مصنوعی: من مانند حلقهای هستم که به هر در و دیواری آویختهام و از عشق معشوقان زیان نمیبینم، جز این شادی که دارم، چیزی دیگر برایم نمانده است.
هوش مصنوعی: میخواهم از پیمانهدار باده بگیرم و به سخنان واعظ گوش نکنم؛ زیرا وقتی صدای ساز را شنیدم، دیگر هیچ چیز را نمیفهمم.
هوش مصنوعی: دیشب تو به ناصر میگفتی که هدف تو چیست. او در پاسخ گفت: هدف من این است که غیر از تو هیچ هدف دیگری ندارم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.