سنگ طعنه به سبویم زدهاند
طبل بدنامی به کویم زدهاند
کی فتد در کف من دامن وصل
سیلی هجر به رویم زدهاند
تیغ خوبان به جفا خونم ریخت
بد نگویم که نکویم زدهاند
جوی خون میرود از دیدهٔ من
مردمان غوطه به جویم زدهاند
بر سرم دایرهٔ نُه گردون
هست چوگان و چو گویم زدهاند
شد تنم بستهٔ گیسوی بتان
گره موی به مویم زدهاند
همچو تیغ است زبان ناصر
طرفه تیغی به گلویم زدهاند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به احساسات عمیق و دردهای ناشی از جدایی و بیوفایی میپردازد. شاعر به تعبیری به سنگی که به سبوی او میزند و بدنامی که بر او میرود اشاره میکند. او از دردی که به واسطهی هجرت و عدم وصال دچار میشود، صحبت میکند و به تصویرسازی از گریه و عذاب خود میپردازد. تیغ زیباگویان که به او آسیب میزند، نمادی از خیانت و بیوفایی است. در نهایت، او به شدت تحت فشار و عذاب است و زبانش نیز مثل تیغ، زخمی و در عذاب است. این شعر به وضوح بیانگر عواطفی عمیق و انسانی است که همگان میتوانند با آن همذاتپنداری کنند.
هوش مصنوعی: دوستداران و دشمنان به من طعنه میزنند و به خاطر بدنامیام، صدای رسوایی به راه انداختهاند.
هوش مصنوعی: چه کسی میتواند دامن وصال را در دستان من بگذارد، در حالی که به صورت من ضربههای جدایی وارد کردهاند؟
هوش مصنوعی: تیغ زیباوطنان به ناحق خون من را ریخته است، اما بد نمیگویم زیرا که زیباییشان مرا زده است.
هوش مصنوعی: اشکهای من مانند جوی خون در حال جاری شدن است و مردم در غافل بودن به سر میبرند.
هوش مصنوعی: در بالای سرم دایرهای از سرنوشت و زمان وجود دارد و گویی در این میدان، همه چیز در حال بازی و تحرک است.
هوش مصنوعی: بدن من در پیوند با موهای زیبای معشوق به هم گره خورده و رشتههای مویم را با هم درآمیختهاند.
هوش مصنوعی: زبان ناصر مانند تیغی تیز و برنده است، به گونهای که احساس میکنم که یک تیغ به گلویم فشار میآورد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.