ای سرو ناز بنده ره رفتنت شوم
قربان نرم نرم سخن کردنت شوم
پامال نرگس سیه رهزنت شوم
مفتون چشم کم نگه پر فنت شوم
مجنون آهوانه نگه کردنت شوم
جان مرا فگار چو ایوب می کنی
چشم ز انتظار چو یعقوب می کنی
گاهی نظر تو با من محجوب می کنی
کم می کنی نگاه ولی خوب می کنی
قربان طرح و طرز نگه کردنت شوم
ای شهریار حسن بکن داد و عدل من
معلوم طبع تو نشده جنس و فضل من
می نوش کرده یی به رقیبان سهل من
دامن به ناز برزده یی بهر قتل من
ای من اسیر برزدن دامنت شوم
دیشب چو شمع غمکده بگداختی مرا
با دیگران نشستی و نشناختی مرا
یعنی نشان تیر بلا ساختی مرا
از صد قدم به ناوک انداختی مرا
قربان دست و بازوی صید افگنت شوم
از خنجر عتاب مرا می کنی هلاک
رحمی نمی کنی به من زار و دردناک
مست آمدی به گلشن و گل را زدی به خاک
کردی ز باده پیرهن عاشقانه چاک
شیدای چاک کردن پیراهنت شوم
چون سیدا گرفته ام از همدمان کنار
اعضای من ز داغ شده رشک لاله زار
بهر خدا بناله ام ای غنچه گوش دار
من بلبل ندیده بهارم رو مدار
کاواره همچو محتشم از گلشنت شوم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و دل افریبی معشوقهاش اشاره میکند و از احساسات عاشقانهاش سخن میگوید. او میخواهد در مسیر معشوقهاش حرکت کند و به ملاحت و ناز او قربان شود. او تحت تأثیر نگاههای معشوق قرار گرفته و آنقدر مجذوب او شده که جانش به تنگ آمده و در انتظار اوست. شاعر از درد و رنج عشق میگوید و به سوگواری خود اشاره کرده و از بیرحمی معشوقهاش گله مند است. در نهایت، او با استعاراتی زیبا و دلنشین، از زیباییها و شیرینیهای عشق و بلبل و بهار سخن میگوید و از معشوقهاش میخواهد که به درد و نالهاش گوش دهد.
هوش مصنوعی: ای سرو زیبا، من در مسیر رفتنت با کمال میل قربانی میشوم، و به خاطر لطافت گفتارت، جانم را فدای تو میکنم.
هوش مصنوعی: در اینجا، شاعر از زیبایی و جذابیت چشمان معشوقش سخن میگوید و بیان میکند که به خاطر آن چشمان دلربا و غمگین، به راستی دلبسته و مجذوب او میشود. او از حواسش غافل میشود و به شدت تحت تأثیر زیباییهای معشوق قرار میگیرد.
هوش مصنوعی: مجنون که به خاطر عشق لیلی دیوانه شده است، به خاطر زیبایی و ظرافت آهوانه به تو خیره شده است.
هوش مصنوعی: جان من به شدت در درد و رنج است، مانند ایوب که با ابتلا به بیماری مواجه شد. و چشمانم به امید توست، مانند یعقوب که در انتظار خبر فرزندش نشسته بود.
هوش مصنوعی: گاهی اوقات نگرش تو باعث میشود که من نتوانم به خوبی به تو نگاه کنم، اما این کار تو به نوعی مثبت و پسندیده است.
هوش مصنوعی: من آمادهام که فدای زیبایی و شیوه نگاه تو شوم.
هوش مصنوعی: ای پادشاه، انصاف و عدالت تو نشان دهنده سرشت و خوی توست، اما مقام و فضیلت من هنوز برای تو روشن نشده است.
هوش مصنوعی: برای رقیبان آسان است که مینوشند، اما من با ناز و عشوه دامن میزنم تا تو را به کام مرگ بکشانی.
هوش مصنوعی: من به تو وابستهام و آرزو دارم که برای تو فدا کننده باشم.
هوش مصنوعی: دیشب در دل غم، مانند شمعی سوختم و تو با دیگران نشستی و مرا نشناختی.
هوش مصنوعی: تو با تیر بلا، مرا به خوبی نشانهگذاری کردی و از فاصلهای دور به هدف زدی.
هوش مصنوعی: من آمادهام تا فدای دست و بازوی تو شوم که مرا به دام انداختهای.
هوش مصنوعی: تو با سرزنشهایت باعث نابودی من میشوی، اما هیچ رحم و شفقتی به حال من که در عذاب و زجر هستم، نمیکنی.
هوش مصنوعی: تو در باغ آمدی و گلها را به زیر پا گذاشتی، پیراهن عاشقانهام را از شراب چاک زدی.
هوش مصنوعی: من عاشق این هستم که پیراهنت را پاره کنم.
هوش مصنوعی: من به خاطر محبوبم از دوستانم دور افتادهام و حالتی در وجودم پیدا شده که مانند گل لاله حسادت به زیبایی باغ را دارم.
هوش مصنوعی: ای غنچه، به خاطر خدا به نالهام گوش کن، من بلبل هستم که بهار را ندیدهام، پس مرا تنها نگذار.
هوش مصنوعی: من مانند محتشم، از باغ تو گل میچینم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.