قامت خمگشته را مرگ خبر میکند
محمل گل را خزان زیر و زبر میکند
همچو جرس مرغ دل زمزمه سر میکند
قافلهسالار ما عزم سفر میکند
قافله شب گذشت صبح اثر میکند
دوش به گلشن مرا ذوق تماشا کشید
رفتم و کردم به شوق تکیه به نخل امید
شبنم بیدست و پا داد مرا این نوید
هرکه شبی راه رفت صبح به منزل رسید
هرکه شبی خواب کرد خاک به سر میکند
نیست تو را ذرهای شمع صفت تاب و تب
هست به پهلوی تو بستر عیش و طرب
در ته سر مانده یی بالش پر روز و شب
خفته چنین بیادب شرم نداری عجب
خالق پروردگار با تو نظر میکند
ای که تو در چشم خود گوهر ارزندهای
نی به کسی چاکری نی به خدا بندهای
کی تو در این روزگار باقی و پایندهای
وقت غنیمت شمار گر نفسی زندهای
عمر به مانند باد از تو گذر میکند
از دلت ای سیدا نقش جهان را تراش
ناخن الماس جو سینه خود را تراش
چند کنی از غرور تکیه به جوش معاش
خود چو بدین عقل و هوش کم ز فروغی مباش
ناله و فریاد بین وقت سحر میکند



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر دربارهٔ گذر زمان و عدم بهرهبرداری از فرصتهای زندگی است. شاعر با بیان اینکه مرگ در کمین است و روز و شب به سرعت میگذرد، انسان را به یادآوری غنیمت بودن هر لحظه فرا میخواند. او به وصف زیباییهای دنیا و لزوم تلاش برای به دست آوردن خوشیها و معانی عمیق زندگی میپردازد. بیداری و هوشیاری در انتخاب مسیر زندگی و پرهیز از خواب غفلت به عنوان پیام اصلی شعر مطرح میشود. شعر در انتها به ارزش وجودی انسان و اهمیت توجه به فرصتهای پیشرو اشاره دارد.
هوش مصنوعی: قد خمیدهای که در حال مرگ است، خبر از پایان زندگی میدهد و زیبایی گل نیز در پاییز به هم میریزد و تغییر حالت میدهد.
هوش مصنوعی: مثل جرس، دل ما به آرامی زمزمه میکند و رهبر ما آماده سفر است.
هوش مصنوعی: کاروان شب سپری شد و آثار صبح آشکار میشود.
هوش مصنوعی: شب گذشته به باغ رفتم و از زیبایی آنجا لذت بردم. با امید و اشتیاق به کنار یک نخل تکیه کردم و به آیندهای روشن فکر کردم.
هوش مصنوعی: شبنم بیحرکت به من نوید داد که هرکسی که در تاریکی شب قدم بردارد، در صبح به مقصد خواهد رسید.
هوش مصنوعی: هر کسی که شب را به خواب میگذرانَد، مثل این است که بر سرش خاک میریزد.
هوش مصنوعی: تو هیچ تابی مثل شمع نداری، اما بستر شادی و لذت در کنارت قرار دارد.
هوش مصنوعی: در گوشهای کنار رفتهای و بر روی بالشی از روز تا شب خوابیدهای، چقدر بیادبانه است که اینطور بیشرمانه رفتار میکنی!
هوش مصنوعی: پروردگار به تو توجه دارد و به تو مینگرد.
هوش مصنوعی: تو که در چشمانت دُر گرانبهایی نه برای کسی خدمتکار هستی و نه بنده خدا.
هوش مصنوعی: در این دنیا که در حال تغییر و گذران است، وقتی هنوز زندهای و فرصتی در اختیار داری، باید آن را غنیمت بشماری و از زندگی بهرهبرداری کنی.
هوش مصنوعی: زندگی همچون بادی است که به سرعت میگذرد و نمیتوان آن را بازایستاند.
هوش مصنوعی: ای سید، از دلت نقش و تصویر جهان را بساز. با ناخن الماس، جوهر و عمق سینهات را تراش بده.
هوش مصنوعی: چقدر از غرور خود را به پول و ثروت وابسته میکنی، در حالی که با این عقل و فهم کم، نباید از نور و درخشش کمتری برخوردار باشی.
هوش مصنوعی: در زمان سحر، ناله و فریاد میزند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.