شبی ز خانه برون با صد آرزو رفتم
فگنده سبحه و سجاده کو به کو رفتم
شکسته توبه و زنار در گلو رفتم
سحرگه در طلب ساغر و سبو رفتم
به کار خانه زاهد به جستجو رفتم
به خاطر تو چو شبنم به بوستان بودم
شکسته رنگ تر از چهره خزان بودم
ز جوش ناله هم آغوش بلبلان بودم
در آستانه گل با تو همزبان بودم
تو همچو رنگ نشستی و من چو بو رفتم
تو را شکفته چو گل چهره از می گلنار
مباش در پی آزار بلبلان زنهار
به حرف من نفسی گوش و هوش را بگذار
به هیچ دل ننشستم اگر چه ناخن وار
ز دست شوق تو در سینه ها فرو رفتم
به یاد آتش روی تو تاب و تب دارم
ز خویش رفته ام و حالت عجب دارم
اگر چه چون خط تو نسبتی به شب دارم
به عهد زلف تو باریک رو لقب دارم
که در شکافتن مو درون مو رفتم
چو سیدا نظر از روی غیر پوشیدم
به کوی یار ز شب تا به روز گردیدم
گل مراد خود از شاخ آرزو چیدم
بدیع تازه گلستان روی او دیدم
میان برگ گل و لاله تا گلو رفتم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از جستجوی عشق و حقیقت صحبت میکند. او با آرزوهای بسیار از خانه خارج میشود و به دنبال ساغر و سبو میرود. در این مسیر، او از زهد و توبه خود فاصله میگیرد و به یاد معشوقش غمگین و نالهکنان میشود. شاعر خود را همچون شبنم در باغ معشوق میبیند و از زیبایی او شگفتزده است. او به شدت به عشقش وابسته است و در پی لذت و خوشیهای آن. در نهایت، شاعر در جستجوی عشق خود به گلستانی میرسد و زیبایی آن را تحسین میکند. عشق برای او همانند گلی است که در تلاش برای چیدن آن است.
هوش مصنوعی: یک شب با هزار آرزو از خانه بیرون رفتم، در حالی که تسبیح و سجادهام را به دوش داشتم و هر کوچه را یکی یکی طی کردم.
هوش مصنوعی: توبهام را شکستهام و دیگر خجالت نمیکشم. صبح زود به دنبال جام و کوزهای رفتم که شراب را بریزم و بنوشم.
هوش مصنوعی: برای پیدا کردن کار و مشغولیت در خانه زاهد، به جستجو پرداختم.
هوش مصنوعی: به خاطر تو مثل شبنم در باغ بودم، Fragile و لطیفتر از رنگهای پاییز بودم.
هوش مصنوعی: در کنار بلبلان و در فضای عاطفی و دلنشین گل، احساسات و نالههای عاشقانهای را تجربه میکردم و با تو در آن لحظهها گفتگو میکردم.
هوش مصنوعی: تو مانند رنگی هستی که در جا مینشینی و من همچون بویی هستم که به آرامی میروم و ناپدید میشوم.
هوش مصنوعی: هرگز به دنبال آزار بلبلان نباش، زیرا تو همچون گلی زیبا و شکفتهای که با جلوهات دلها را میربایی.
هوش مصنوعی: به گفته من خوب توجه کن و فکر و ذهنت را بر چیزی دیگر نگذار. من هیچ وقت در دل کسی جا نگرفتهام، حتی اگر شبیه ناخن به نظر بیایم.
هوش مصنوعی: به خاطر عشق و شوق تو، عمیقاً در دلها فرو رفتهام.
هوش مصنوعی: به خاطر یادآوری زیبایی و حرارت چهرهات دچار هیجان و شوق هستم. احساس میکنم از خودم دور شدهام و این حالت برایم عجیب و غریب است.
هوش مصنوعی: اگرچه من به زیبایی خط تو شباهت دارم، اما در پیوند با زلف تو، نامی ظریف و خاص دارم.
هوش مصنوعی: در تلاش برای بررسی جزئیات و مسائلی بسیار ریز و موشکافانه هستم.
هوش مصنوعی: وقتی که به یارم توجه کردم و از دیگران روی برگرداندم، شب را تا صبح در کوی او سپری کردم.
هوش مصنوعی: من گل آرزوهایم را از شاخه چیدهام و در این گلستان به زیبایی و تازگی چهره او نظر کردهام.
هوش مصنوعی: در بین گلها و لالهها غرق شدم و تا نزدیک گلو رفتم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.