غم مرا چون عود شبها جای در مجمر دهد
پهلو از بی آب تابی پشت بر بستر دهد
اهل عالم را نشان از شورش محشر دهد
گر دلم از سینه آه آتشین را سر دهد
تا قیامت در جهان بر باد خاکستر دهد
ما و مجنون در حقیقت ناله یک پرده ایم
از عدم ما تحفه درد عشق را آورده ایم
در کنار دایه ما خود را به غم پرورده ایم
از ازل ما تلخ کامان خو به تلخی کرده ایم
زهر در کام دل ما لذت شکر دهد
در کمین شمشیر بر کف می رسد بدخواه ما
هست همچون سرو پا بر جا دل آگاه ما
آن کمان ابرو اگر باشد دمی همراه ما
تیغ کی گردد عدو پیش خدنگ آه ما
بر تنش هر مو اگر خاصیت خنجر دهد
می روم امروز تا میخانه را محشر کنم
شیشه و پیمانه را خاک سیه بر سر کنم
من نه آنم التجا بر ساقی و ساغر کنم
گر بمیرم کی لب همت به منت تر کنم
خضر اگر آب حیات از جام اسکندر دهد
سیدا دارم نگار نو خط شیرین سخن
چون طبیبان هست دایم بر سر بالین من
روز مرگ خود مبارکباد گویم بر بدن
گر تبار زلف او عرفی به دوزندم کفن
خاک من تا روز محشر نکهت عنبر دهد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر عمیق احساس غم و رنج خود را به تصویر میکشد. او غمش را با عود در شبها مقایسه میکند که درون مجمر سوخته میشود و بیتابیاش را به وضوح نشان میدهد. او از درد عشق سخن میگوید و بیان میکند که تمامی انسانها در یک ناله مشترک هستند. شاعر به تلخی زندگیاش اشاره میکند و از زهر و تلخی که از عشق میچشد، صحبت میکند. او به وفاداری و استقامت دلش اشاره کرده و به میخانه میرود تا جهانی از شور و شوق بر پا کند. در نهایت، شاعر به عشق و زیبایی محبوبش اشاره میکند و روز مرگش را مبارک میداند، درحالیکه به وفاداری به عشق اشاره دارد و امید به روز قیامت و عطر وجود محبوبش را در کمین میبیند.
هوش مصنوعی: غم من همچون عود، در شبها به مکان مخصوصی منتقل میشود و از بیتابیام، بر بستر خوابم تاثیر میگذارد.
هوش مصنوعی: اگر دل من از سینهام آتشین نالهای سر دهد، نشانهای از غوغای قیامت در دل مردم دنیا به وجود خواهد آورد.
هوش مصنوعی: تا روز قیامت، در دنیا، خاکستر به باد خواهد رفت.
هوش مصنوعی: ما و مجنون، در واقع، مانند یک پرده از نبود و عدم هستیم. ما هدیه درد عشق را به همراه داریم.
هوش مصنوعی: ما از دیرباز در کناری که دایهمان بوده، خود را در غم و اندوه پرورش دادهایم. از همان ابتدا، ما که تلخکام هستیم، عادت کردهایم که به تلخی زندگی کنیم.
هوش مصنوعی: اگرچه در دل ما تلخی و درد وجود دارد، اما این تلخی باعث میشود که شیرینی و لذتی دیگر را بهتر احساس کنیم.
هوش مصنوعی: بدخواه ما همچون سروی است که همیشه پا بر جاست و دل آگاه ما در راه کمین است، آماده است تا با شمشیر به او پاسخ دهد.
هوش مصنوعی: اگر آن ابروی کماندار یک لحظه با ما باشد، دشمن چگونه میتواند در برابر تیر اندوه ما قرار بگیرد؟
هوش مصنوعی: اگر هر شفافی از بدنش خاصیتی مانند خنجر داشته باشد.
هوش مصنوعی: امروز به میخانه میروم تا آنجا را به هم بریزم و شیشه و جام را به خاک سیاه آغشته کنم.
هوش مصنوعی: من کسی نیستم که با زاری و زحمت از بادهریز و میگسار چیزی درخواست کنم، حتی اگر بمیرم، نمیخواهم لب به درخواستی بزنم که تنها امیدم به آن باشد.
هوش مصنوعی: اگر خضر به کسی آب حیات را از جام اسکندر بدهد، آن شخص میتواند زنده بماند و به زندگی جاودانه دست یابد. این جمله به نوعی اشاره به قدرت و اهمیت زندگی و جاودانگی دارد.
هوش مصنوعی: عزیزی دارم که با ناز و زیبایی خاصی سخن میگوید، مانند پزشکان که همیشه در کنار بستر بیمار میمانند، او نیز دائماً در کنار من است.
هوش مصنوعی: من روز مرگ خود را تبریک میگویم، زیرا اگر بتوانم در کفنم زلف زیبای او را ببافم، برایم این مرگ شاداب خواهد بود.
هوش مصنوعی: خاک من تا روز قیامت بوی خوش عطر عنبر را منتشر خواهد کرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.