اگر چو غنچه کف زر نگار داشتمی
به هر طرف ز ثناگو هزار داشتمی
به باغ دهر چو بو اعتبار داشتمی
زبان شکوه اگر همچو خار داشتمی
همیشه خرمن گل در کنار داشتمی
نمی توان به کف آورد وقت خوش با جهد
به زهر پرورشم داده دایه ام در مهد
به ضرب نیش من تلخکام در این عهد
هزار خانه چو زنبور کردی پر شهد
اگر گزیدن مردم شعار داشتمی
چو شمع بزم به سر برده ام بسی شب را
ندیده دیده من هیچ روی مطلب را
گرفتی به سر انگشت مهر منصب را
ز دست راست ندانستمی اگر چپ را
چه گنج ها به یمین و یسار داشتمی
در این زمانه اگر خاک پا نمی گشتم
به چشم اهل نظر توتیا نمی گشتم
به گرد کوی بتان چون صبا نمی گشتم
به درد عشق اگر مبتلا نمی گشتم
چه دلخوشی من از این روزگار داشتمی
چو سیدا به جهان پافشردمی صایب
رساله را به حریفان سپردمی صایب
ز پشت آئینه خود را شمردی صایب
به عیب خویش اگر راه بردمی صایب
به عیب جویی مردم چه کار داشتمی!
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به حسرتها و آرزوهای خود اشاره میکند. او بیان میکند که اگر زیبایی و ارزشهایی چون زر و گل داشت، میتوانست هزاران ثنا و تحسین از دیگران بگیرد. اما در واقعیت، با وجود زحمت و تلاش، او از تلخی و سختیهای زندگی رنج میبرد و نمیتواند لحظات خوشی را در دامن بگیرد. او در این دنیای پر از مشکلات، به عشق و درد مبتلاست و از نابرابریها و عیوب خود و دیگران صحبت میکند. در نهایت، تأکید میکند که لذتها و خوشبختیها از او دورند و او به سرنوشت خود معترض است.
هوش مصنوعی: اگر مانند غنچه، زیبایی و شکوهی داشتم، برای هر طرف از زیباییام هزاران ستایش و تمجید میشنیدم.
هوش مصنوعی: اگر در زندگیام ارزش و اعتبار داشتم، میتوانستم مانند خاری زبان به شکایت بیاورم.
هوش مصنوعی: من همیشه گلهای زیبا و خوشبو در کنارش داشتم.
هوش مصنوعی: نمیتوان به راحتی و با تلاش زیاد، زمان خوشی را به دست آورد؛ زیرا مادرم که مرا بزرگ کرده، به من طعمی از سختی و تلخی داده است.
هوش مصنوعی: به دلیل اثر تلخی که بر زندگیها میگذارم، در این زمان هزاران خانه مثل زنبور پر از شیرینی میشود.
هوش مصنوعی: اگر من هم برای انتخاب افراد نظری داشتم، میتوانستم نظر خود را بیان کنم.
هوش مصنوعی: مانند شمعی که در مهمانی میسوزد، شبهای زیادی را پشت سر گذاشتهام و در تمام این مدت چشمانم هیچگاه به حقیقت و واقعیت مطلب باز نشده است.
هوش مصنوعی: تو با انگشت اشارهات به من نشان دادی که چه مقامی را باید بپذیرم، اما من نمیدانستم که آیا باید از دست راست بگیرم یا چپ.
هوش مصنوعی: در هر دو سمت من، گنجینههای بسیاری داشتم.
هوش مصنوعی: اگر در این دوران به دیگران توجه نمیکردم و در تلاش برای پیشرفت و یادگیری نبودم، هرگز به چشم کسانی که به من نگاه میکنند، ارزشی نمیداشتم.
هوش مصنوعی: اگر به عشق دچار نمیشدم، هرگز مانند نسیم در اطراف معشوق نمیچرخیدم.
هوش مصنوعی: من از این روزگار چه خوشحال بودم.
هوش مصنوعی: وقتی تو با اقتدار در جهان قدم میزنی، من نوشتههایم را به دوستانم واگذار میکنم.
هوش مصنوعی: اگر از پشت آینه به خود نگاهی میکردی و عیبهایت را میدیدی، میتوانستی به اصلاح خود بپردازی.
هوش مصنوعی: من اصلاً به عیبهای دیگران توجهی نداشتم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.