به دل تا در سخن آورده بودم لعل نابش را
به خود پیوسته می خوردم چو می زهر عتابش را
نهان می داشتم از چشم شبنم آفتابش را
گل اندامی که می دادم به خون دیده آبش را
چه سان بینم که آخر دیگری گیرد گلابش را
به یاد سرو قد او فنا شد رسم و آئینم
تمنای نگاه او برون آورد از دینم
چو نرگس به که سر در پای او افگنده بنشینم
در آغوش نسیم صبحدم بی پرده چون بینم
گل رویی که من واکرده ام بند نقابش را
نهال قامتش در خانه زین کرده مأوایی
پی پابوس او اهل هوس دارند غوغایی
به حال من کنید ای همدمان امروز پروایی
به دست غیر چون بینم عنان طفل خودرایی
که وقت نی سواری می گرفتم من رکابش را
نمی آید برون از صفحه آشوب تا هستش
به مشق فتنه کرده کاتب ایام پابستش
برای قتلم انشا کرد خطی نرگس مستش
به خونم زد رقم تا با قلم شد آشنا دستش
پری رویی که می بردم به مکتب من کتابش را
چرا ایستاده یی ای سیدا چون سرو پا در گل
درین گلزار نتوان ساختن یک ساعتی منزل
کرا افتاده در باغ جهان این قصه مشکل
نهالی را که من چون تاک پروردم به خون دل
چه سان بینم به کام دیگران صایب شرابش را
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به احساس معشوق و عشق عمیق شاعر اشاره دارد. شاعر به زیبایی محبوب خود، که به او عشق میورزد، میپردازد و از مشکلات و دردهایی که در این راه میکشد سخن میگوید. او از عواطف ناب و درونی خود در مواجهه با عشق، غم و حسرت صحبت میکند و ابراز میکند که چگونه این عشق بر زندگی و روح او تأثیر گذاشته است. در نهایت، او به حسرت و تلخی ناشی از عدم دستیابی به محبوب اشاره کرده و از ناتوانی در کنترل احساساتش سخن میگوید.
هوش مصنوعی: در دل، لعل بینظیرش را به یاد داشتم و همچنان آن را به خودم نزدیک کرده بودم، مانند شرابی که زهر کلامش را مینوشیدم.
هوش مصنوعی: من به صورت پنهانی، زیبایی دلربای او را از چشمان شبنم پنهان میکردم؛ زیبایی که مانند گلی بود و به خاطر اشکهایم به او آب میدادم.
هوش مصنوعی: چطور میتوانم ببینم که در نهایت، شخص دیگری عطر و بوی گل او را به دست میآورد؟
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و قامت بلند او، همه سنن و قواعدی که داشتم را فراموش کردم و آرزوی دیدن او باعث شد که از باورهایم خارج شوم.
هوش مصنوعی: چون نرگس به پای او سر افکنده نشستهام، در آغوش نسیم صبحگاهی بدون هیچ پوششی، به تماشای او مینشینم.
هوش مصنوعی: گلی که من آن را به نمایش گذاشتهام، پوشش صورتش را کنار زدهام.
هوش مصنوعی: قامت او مانند نهالی زیبا است که در خانه جای گرفته و کسانی که عاشق او هستند، برای دیدنش شور و شوق زیادی دارند.
هوش مصنوعی: ای دوستان، به حال من رحم کنید. وقتی میبینم که دیگران بر من تسلط دارند، مثل این است که نمیتوانم بر خودم کنترل داشته باشم.
هوش مصنوعی: وقتی که سرگرم سواری میشدم، دستم را به سمت رکابش دراز کرده بودم.
هوش مصنوعی: این بیت بیان میکند که وقتی سر و صدای آشوب و مشکلات خارج از صفحه زندگی وجود دارد، نمیتوان آنها را نادیده گرفت. تا زمانی که این مشکلات و فتنهها در زندگی ما حضور دارند، نویسنده سرنوشت ما را مینویسد و ما در قید و بند آن هستیم. در واقع، نمیتوان از وضعیت دشوار فرار کرد، چرا که آن مشکلات همیشه در حال تاثیرگذاری بر ما هستند.
هوش مصنوعی: نرگس مست با خطی زیبا و دلنواز، قاتل من را توصیف کرد و به خون من نقشی زد. حالا این دست آغشته به خون، با قلم آشنا شده است.
هوش مصنوعی: دختر زیبایی که همیشه با خودم به مدرسه می بردم، کتابش را فراموش کرده بود.
هوش مصنوعی: چرا ای سید، مانند سرو در این گلزار ایستادهای؟ در اینجا نمیتوان یک ساعت هم اقامت کرد.
هوش مصنوعی: کسی که در باغ دنیا گرفتار شده، نمیتواند مشکلات این داستان را درک کند. من مانند یک تاک، این نهال را با زحمات و اندوه خود پرورش دادم.
هوش مصنوعی: چطور میتوانم شادی و لذتی که دیگران از شراب میبرند را تماشا کنم؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.