خط برآورد و نشد خاطر ازو شاد هنوز
این جفا جوی بود بر سر بیداد هنوز
آب شد آئینه و تشنگیش دفع نشد
آتشی هست ازو در دل فولاد هنوز
دور از گردن من طوق غلامی نشود
می شوم بنده او ناشده آزاد هنوز
غنچه اش گل شد و برگ گل او رفت به باد
می کند بلبل ما ناله و فریاد هنوز
بیستون را چه گنه بود که افگند ز پا
می سزد تیشه کند جور به فرهاد هنوز
عمر خورشید فلک شد به جهان گردی صرف
پی نبردست به سر منزل آباد هنوز
می رسد فیض به اهل طلب از اوج کریم
خاک حاتم به گدایان کند امداد هنوز
از قفس گرچه به صد حیله برون آمدهام
میبرم آرزوی خانه صیاد هنوز
کشتی و سوختی و مشت غبارم کردی
می دهد خاک مرا یاد تو بر باد هنوز
هر چه در خانه ما بود حریفان بردند
کعبتینیم و اسیر کف نراد هنوز
سیدا خامه من گرچه سخنور شده است
می کند پیرویی خاطر استاد هنوز
سیدا اهل جهان بیدل و شیدا شده اند
روی او گرچه ندیدست پریزاد هنوز
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عمیق و دردهای ناشی از جدایی و ناتوانی در محبت میپردازد. شاعر از بیعدالتیها و جفاهایی که بر او رفته میگوید و از مشکلاتی که هنوز حل نشدهاند، مانند تشنگی و آتش در دل. او احساس میکند که نمیتواند به خدمت دیگری درآید و در عین حال آرزوهایی دارد که به آنها نمیرسد. همچنین، شاعر به ناامیدی و فقدان عشق و زیبایی اشاره میکند و از حالتی رنجور در برابر مشکلات زندگی صحبت میکند. در نهایت، او با وجود همه سختیها، از امید و طلب فیض یاد میکند و به یاد محبوبش در این دنیا میماند.
هوش مصنوعی: خط پیش آمد و هنوز دل شاد نشده است، این بیرحمی همچنان بر سر ظلم و ستم باقی است.
هوش مصنوعی: آب همچون آینه صاف شد، اما تشنگی همچنان باقی ماند. در دل این آب، آتشی وجود دارد که هنوز برپاست، حتی اگر ظاهراً سرد و بیحرکت به نظر برسد.
هوش مصنوعی: این بیت به مفهوم آزادی و شرایط بردگی اشاره دارد. شاعر بیان میکند که هرگز به گردن او "طوق غلامی" نخواهد افتاد، او به جای آن که به بندگی کسی درآید، میخواهد آزاد باشد. حتی اگر به لحاظ فیزیکی وابسته به کسی باشد، روحش همچنان آزاد است و هیچگونه تسلیم درونی نسبت به ستم یا بندگی ندارد. به عبارت دیگر، او به آزادی و استقلال خود اهمیت میدهد و نمیخواهد در قید و بند باشد.
هوش مصنوعی: غنچه به گل تبدیل شد، اما برگهای آن به باد رفتند. بلبل ما همچنان در حال ناله و فریاد است.
هوش مصنوعی: بیستون چه گناهی کرده است که باید تیشه به آن بزنند؟ فرهاد هنوز زخمخورده از بیعدالتی است.
هوش مصنوعی: عمر خورشید در آسمان سپری شده و دنیا در چرخش است، اما این خورشید هنوز به مقصدی خوشبخت و آباد نرسیده است.
هوش مصنوعی: از بلندی رحمت و بخشش الهی، فیضی به افرادی که به دنبال دانش و خیرند میرسد. حتی از خاک گور حاتم طائی، آن خیرخواه بزرگ، نیز به نیازمندان کمک میشود.
هوش مصنوعی: گرچه با ترفندهای زیادی از قفس رفتهام، اما هنوز آرزوی بازگشت به خانهی شکارچی را دارم.
هوش مصنوعی: تو سبب شدی که من دچار سختی و مشکلات شوم و حتی به خاک و خاکستر بدل شوم، اما هنوز یاد تو در ذهنم باقیست و از قلبم محو نمیشود.
هوش مصنوعی: هر چیزی که در خانهمان بود، حریفان گرفتهاند و ما همچنان در بلاتکلیفی و اسیری گرفتاریم.
هوش مصنوعی: گرچه قلم من به هنر سخن گفتن آمده است، اما هنوز هم از استاد خود پیروی میکند.
هوش مصنوعی: آدمهای خوب و معطر در دنیا عاشق و دیوانهی او شدهاند، هرچند که او هنوز فرشتهای را ندیده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
فَرُّخا از تو دلم ساخته با یاد هنوز
خبر از کوی تو میآوردم باد هنوز
در جوانی همه با یاد تو دلخوش بودم
پیرم و از تو همان ساخته با یاد هنوز
دارم آن حجب جوانی که زبانبند منست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.