گنجور



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

علیرضا قربانی » فروغ » جام صبوحی

🎜 معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شمس نوشته:

ممنون.

👆☹

محسن نوشته:

این شعر مال مولوی هست یا عراقی تکلیف ما رو مشخص کنید هم تو دیوان عراقی نوشتینش هم تو دیوان شمس

👆☹

سارا نوشته:

عالم زتو بینیم و نبینیم تو را

👆☹

گمنام-۱ نوشته:

محسن جان،
به قول معروف حالشو ببر ، مال هر که باشد

👆☹

میرذبیح الله تاتار نوشته:

سلام
عالم ز تو ببینیم و نبینیم ترا

👆☹

کمال داودوند نوشته:

در اینجا قرینیم مساوی است با برابر یم
جمع این رباعی از ۶۶۲۱

👆☹

محمد غزالی نوشته:

بسیار زیبا. قرینیم ترا

👆☹

مهدی از شیراز نوشته:

ای دوست به دوستی قرینیم ترا/هرجا که قدم نهی زمینیم ترا، در مذهب عاشقی روا کی باشد/عالم تو ببینیم و نه بینیم ترا. خدایا در دوستی باما قرینه هستی و میتوان گفت اندیشه و تن ما با جان ما قرینه است و هردو مکمل هم هستند. رسم عاشقی نیست که ماهمه جهان را تو می بینیم ولی ترا نمی بینیم چرا.

۴

👆☹

محمد نوشته:

عزیزانی که در مصرع اول بیت دوم میفرمایند یک حرف ز یا کلمه به جا افتاده، لطفا کمی به مباحث عروض و قافیه رجوع کنند و بیشتر با شعر و اوزان آن آشنایی پیدا کنند تا بیهوده هر جا در هر مورد که شد نظر بیجا و گمراه کننده ندهند، چه بسا اشعار بزرگانی که به همین نادانستن ها سالیان سال هست که عوض شده مانند شعر گوهر بار بنی آدم اعضای یکدیگرند که خیلی از دورازادبان میخواهند با معنا گرایی بگویند یکدیگر نیست و یک پیکر هست!!! که انشاااله اجرشان با حدایشان با این تحریفاتشان، و من الله توفیق

👆☹

s.Ali نوشته:

دوستان کم سواد از مصرع آخر ایراد میگیرن که باید “عالم ز تو بینیم” باشه
درستش همینه که نوشته شده. عالم تو ببینیم
یعنی هرجای عالم رو که نگاه میکنیم تو رو میبینیم
یعنی همون شعر باباطاهر که به دریا بنگرم دریا تو بینم. به صحرا بنگرم صحرا تو بینم (نگفته دریا از تو بینم یا صحرا از تو بینم)
چرا که اصلا با فلسفه ی اهل تصوف جور در نمیاد. توضیح بیشتر متعصبین دینی رو عصبانی میکنه.
اما دقت کنید در اشعاری مثل همین مولوی که میگه من خالق اسماستم. یا حلاج که خودش رو خدا میدونست و اناالحق میگفت. شاه نعمت الله که خودش رو خالق میدونه و خیلی دیگه از شعرای اهل تصوف و عرفان. (تقریبا همشون). یا پیامبران و امامان. حضرت علی که میگه من مقسم بهشت و جهنمم یا اشعیای نبی که میگه من جهان رو آفریدم. یا عیسی که میگه خدا و خالق جهان منم. یا حتا در قدیمی ترین آیین و ادیان. مثل میترا خدای میترائیسم که خودش رو خدا و خالق جهان معرفی میکنه و صدها نمونه ی دیگه. لطفا مطالعه کنید تا فرق خدا و انسان کامل رو متوجه بشین. قرآن بخونین که ابراهیم به دستور ربِ خودش خونه رو ساخت، نه ربِ پیامبر و نه الله.

👆☹

ناباور ɹɐʌɐqɐu نوشته:

در رباعی شمارهٔ ۳ عراقی ، در گنجور اینگونه آمده:
عالم به تو بینیم و نه بینیم ترا

👆☹

حماسه ایرانی نوشته:

با درود به همه کسانی که بر این شعر حاشیه گذاشته اند، عرض می کنم به آقای محمد که با لحنی خود پسندانه به خانم سارا ایراد گرفته اند که وزن و قافیه نمی داند و ایشان را رجوع به عروض و قافیه داده اند، که همه نه عروض و قافیه می دانند و نه متخصص در ادبیاتند. همینکه کسی از گنجینه شعر فارسی لذت ببرد کافی است. از نظر خانم سارا شعر به صورتی که در گنجور آمده است وزنش مخدوش است. این بر می گردد به این که عالم در اول بیت دوم باید عالمٍ تو (م با کسره خوانده شود) خوانده شود تا وزن شعر درست شود. یاد دادن در همه کاری درست است ولی خودفروشی به قول بزرگترین ادیبان ایران درست نیست

👆☹

شکرستان