گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

مادر عشق طفل عاشق را

پیش سلطان بی‌امان نبرد

تا نشد بالغ و ز جان فارغ

پیش آن جان جان جان نبرد

روبه عقل گر چه جهد کند

ره بدان صارم الزمان نبرد

جان فدا عشق را که او دل را

جز به معراج آسمان نبرد

عاشقان طالب نشان گشته

عشقشان جز که بی‌نشان نبرد

خون چکیده‌ست ره ره این نه بس است

عاشقی جز که خون فشان نبرد

هر کشان خون نه بوی مشک دهد

تو یقین دان که بوی آن نبرد

دیده را کحل شمس تبریزی

جز به معشوق لامکان نبرد

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.