گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

ای شاد که ما هستیم اندر غم تو جانا

هم محرم عشق تو هم محرم تو جانا

هم ناظر روی تو هم مست سبوی تو

هم شسته به نظاره بر طارم تو جانا

تو جان سلیمانی آرامگه جانی

ای دیو و پری شیدا از خاتم تو جانا

ای بیخودی جان‌ها در طلعت خوب تو

ای روشنی دل‌ها اندر دم تو جانا

در عشق تو خمارم در سر ز تو می دارم

از حسن جمالات پرخرم تو جانا

تو کعبه عشاقی شمس الحق تبریزی

زمزم شکر آمیزد از زمزم تو جانا

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شقایق عسگری در ‫۱۰ ماه قبل، سه شنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۵۱ نوشته:

درعشق تو خَمارم در سَر زِ تو مِی دارم
از حُسن جَمالات پُر خُرم تو جانا

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.