گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

گر نخسپی شبکی جان چه شود

ور نکوبی در هجران چه شود

ور بیاری شبکی روز آری

از برای دل یاران چه شود

ور دو دیده ز تو روشن گردد

کوری دیده شیطان چه شود

ور بگیرد ز گل افشانی تو

همه عالم گل و ریحان چه شود

آب حیوان که در آن تاریکیست

پر شود شهر و بیابان چه شود

ور خضروار قلاووز شوی

تا لب چشمه حیوان چه شود

ور ز خوان کرم و نعمت تو

زنده گردد دو سه مهمان چه شود

ور ز دلداری و جان بخشی تو

جان بیابد دو سه بی‌جان چه شود

ور سواره سوی میدان آیی

تا شود سینه چو میدان چه شود

روی چون ماهت اگر بنمایی

تا رود زهره به میزان چه شود

ور بریزی قدحی مالامال

بر سر وقت خماران چه شود

ور بپوشیم یکی خلعت نو

ما غلامان ز تو سلطان چه شود

ور چو موسی تو بگیری چوبی

تا شود چوب چو ثعبان چه شود

ور برآری ز تک دریا گرد

چو کف موسی عمران چه شود

ور سلیمان بر موران آید

تا شود مور سلیمان چه شود

بس کن و جمع کن و خامش باش

گر نگویی تو پریشان چه شود

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

هانیه سلیمی در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، چهار شنبه ۶ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۲۲ نوشته:

غزل شماره 800 . 836 و 838 با اندکی اختلاف مشابه هم هستند

 

تماشاگه راز در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، چهار شنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۳۴ نوشته:

امیر پروانه، معین الدین سلیمان، نایب السلطنه و حکمران روم شرقی از مریدان و دوستداران مولانا بود. از رابطه او و مولانا در مناقب العارفین، با اغراق‌نمایی‌های معمول بسیار گفته شده است.
اما حد صمیمیت این رابطه در یکی از لطیف‌ترین غزلهای مولانا جلوه‌گر است. گویند در یک مجلس شبانه مولانا، که سخن به درازا کشیده بود، امیر پروانه قصد ترک مجلس و خواب کرد که مولانا این غزل را آغاز کرد که «گر نخسپی شبکی جان چه شود / ور نکوبی در هجران چه شود / ور به یاری شبکی روز آری، از برای دل یاران چه شود...» و در آن نامی هم از این «معین‌الدین سلیمان» آورد که «ور سلیمان برِ موران آید، تا شود مور سلیمان چه شود»...

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.