گنجور

غزل شمارهٔ ۸۱

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

ای ساقی جان پر کن آن ساغر پیشین را

آن راه زن دل را آن راه بر دین را

زان می که ز دل خیزد با روح درآمیزد

مخمور کند جوشش مر چشم خدابین را

آن باده انگوری مر امت عیسی را

و این باده منصوری مر امت یاسین را

خم‌ها است از آن باده خم‌ها است از این باده

تا نشکنی آن خم را هرگز نچشی این را

آن باده به جز یک دم دل را نکند بی‌غم

هرگز نکشد غم را هرگز نکند کین را

یک قطره از این ساغر کار تو کند چون زر

جانم به فدا باشد این ساغر زرین را

این حالت اگر باشد اغلب به سحر باشد

آن را که براندازد او بستر و بالین را

زنهار که یار بد از وسوسه نفریبد

تا نشکنی از سستی مر عهد سلاطین را

گر زخم خوری بر رو رو زخم دگر می‌جو

رستم چه کند در صف دسته گل و نسرین را

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۹ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

علی نوشته:

بیت دوم (مخمور کند جوشش مر چشم خدابین را) فکر میکنم به جای {مر} از {هر} باید استفاده شود

داود پوراکبریان نیاز نوشته:

در بیت دوم بجای درآمیزد “بیامیزد” نیز آمده:
زان می که ز دل خیزد با روح بیامیزد
مخمور کند جوشش مر چشم خدابین را

نیز در بیت پنجم بجایبی غم “خرم” و بجای نکند “نکشد” :
آن باده بجز یک دم دل را نکند خرم
هرگز نکشد غم را هرگز نکشد کین را

و در بیت ششم بجای باشد “بادا” :

یک قطره از این ساغر کار تو کند چون زر
جانم به فدا بادا این ساغر زرین را

و بالاخره حذف “و” بین گل و نسرین در بیت آخر :
گر زخم خوری بر رو رو زخم دگر می‌جو
رستم چه کند در صف دسته گل نسرین را

احسان نوشته:

هشیار کند جوشش چشمان خدا بین را

حسین نوشته:

سلام ،
معنی بیت آخر را کسی می داند ؟؟

سیدمحمد نوشته:

حسین جان
بیت آخر : گر زخم خوری بر رو رو زخم دگر می‌جو
رستم چه کند در صف دسته گل و نسرین را
میگوید : مرد میدان باش و در تلاش ، اگر یکبار شکستی ، باز برخیز برای شکست بعدی قد علم کن
مرد میدان ” رستم “ را با گل و نسرین چه کار ؟
ضمناً : منظور از گل ، گل سرخ است که اغلب در کناره ی کویر می روید که رُز هم میگویند و از آن گلاب می گیرند .
زنده باشی

شمس الحق نوشته:

حضرت آقا سید محمد محتمل است که جناب حسین آقا در مصرع اول در آن بخش که دو بار کلمه [رو] تکرار شده است ، مشکل دارند ، بدیهیست که تعریف و تفسیر حضرتعالی کامل و اکملست ، اما اگر ایشان بدانند که [رو] اول به معنی صورت و دومی به معنی برو یا فعل امر رفتن است ، بهتر متذکر معنی گردند ، بدین شکل که [ اگر زخمی بر رویت برداشتی برو و زخم دیگری طلب کن] با عرض پوزش از این جسارت .

سیدمحمد نوشته:

جناب استاد شمس الحق
سالها خون دل و دود چراغ ام باید
تا که واقف شوم این نکته که یادم دادی
من مانند حضرت عالی مدرس نبوده ام تا به این ریزه کاری ها آشنا باشم
گمان کردم حسین آقا معنای شعر را می طلبد
ممنونم از گوشزد بجای جنابعالی
زنده باشید

شمس الحق نوشته:

با تجدید سلام و احترام جناب سید محمد حضرتعالی مقصود شاعر و جان کلام را فرمودید و حقیر جسارتاً به معانی لغات پرداختم ، مجدداً عذرخواهی میکنم .

روفیا نوشته:

رستم چه کند در صف دسته گل و نسرین را
یعنی خنده دار و ناموزون و کج و کوله می نماید برای او که در خط مقدم میدان مشغول نبرد است دسته گل ببری و برای کسی که از بی هوایی خفه می شود سالاد سزار ، جلوی او که زیر تیربار گلوله می دود تعظیم کنی یا از جایت بلند شوی و برای آن که گرسنه است از عرفان یا سیاست بگویی…
به تناسب ها و اولویت ها اشاره می کند.

کانال رسمی گنجور در تلگرام