گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

آن یوسف خوش عذار آمد

وان عیسی روزگار آمد

وان سنجق صد هزار نصرت

بر موکب نوبهار آمد

ای کار تو مرده زنده کردن

برخیز که روز کار آمد

شیری که به صید شیر گیرد

سرمست به مرغزار آمد

دی رفت و پریر نقد بستان

کان نقد خوش عیار آمد

این شهر امروز چون بهشتست

می‌گوید شهریار آمد

می‌زن دهلی که روز عیدست

می‌کن طربی که یار آمد

ماهی از غیب سر برون کرد

کاین مه بر او غبار آمد

از خوبی آن قرار جان‌ها

عالم همه بی‌قرار آمد

هین دامن عشق برگشایید

کز چرخ نهم نثار آمد

ای مرغ غریب پربریده

بر جای دو پر چهار آمد

هان ای دل بسته سینه بگشا

کان گمشده در کنار آمد

ای پای بیا و پای می‌کوب

کان سرده نامدار آمد

از پیر مگو که او جوان شد

وز پار مگو که پار آمد

گفتی با شه چه عذر گویم

خود شاه به اعتذار آمد

گفتی که کجا رهم ز دستش

دستش همه دستیار آمد

ناری دیدی و نور آمد

خونی دیدی عقار آمد

آن کس که ز بخت خود گریزد

بگریخته شرمسار آمد

خامش کن و لطف‌هاش مشمر

لطفیست که بی‌شمار آمد

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

یاسر در ‫۲ سال قبل، یک شنبه ۷ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۲۵ نوشته:

با درود این شعر خضرت مولانا مژده به حضور رسیدن خودش بوده که اگر مراجعه شود به برنامه گنج حضور و یک برنامه را انتخابی گوش کنید متوجه خواهید شد .منظور اینست هیچ کس در بیرون از انسان نمیاد همه چیز در درون میباشد.بیرون از تو نیست هر چه در جهانست از خود بطلب ....

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

یاسر در ‫۲ سال قبل، یک شنبه ۷ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۳۵ نوشته:

بیرون ز تو نیست هر چه در عالم هست در خود بطلب هرانچه خواهی که تویی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

محمدمهدی محمدی در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، دو شنبه ۲۰ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۰۸ نوشته:

سلام. لطفا توضیح بیشتری همراه با سند درمورد این گفته ارائه فرمایید که آیا بهااله همون امید بابی ها و بهایی هاست که امیرکبیر او را کشت تا دعوی بیهوده نکند یا یک فرد دیگر است؟ یعنی آدمی که کشته شده (نه مثل حضرت عیسی که به تصریح قرآن زنده است و امر در مورد او مشتبه شده) قرار است بعد از مرگ در همین دنیا دوباره زنده شود و کاری بکند؟ در اینصورت جلال الدین محمد بلخی با آنهمه دانش عقیدتی و بصیرتش محتاج ظهور بهاء و آموزه های او بوده و حتی از چند قرن جلوتر بازظهوری او را آرزو کرده و پیشبینی نموده است؟ به فرض که در اصل آن عقاید شک نورزیم، آیا چنین چیزی منطقا میشود؟

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.