گنجور

برای پیشنهاد تصاویر مرتبط با اشعار لازم است ابتدا با نام کاربری خود وارد گنجور شوید.

ورود به گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

چنان کز غم دل دانا گریزد

دو چندان غم ز پیش ما گریزد

مگر ما شحنه‌ایم و غم چو دزدست

چو ما را دید جا از جا گریزد

بغرد شیر عشق و گله غم

چو صید از شیر در صحرا گریزد

ز نابینا برهنه غم ندارد

ز پیش دیده بینا گریزد

مرا سوداست تا غم را ببینم

ولیکن غم از این سودا گریزد

همه عالم به دست غم زبونند

چو او بیند مرا تنها گریزد

اگر بالا روم پستی گریزد

وگر پستی روم بالا گریزد

خمش باشم بود کاین غم درافتد

غلط خود غم ز ناگویا گریزد

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

دکتر مسعودی گاوگانی در ‫۷ روز قبل، یک شنبه ۷ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۰۷:۳۷ نوشته:

اگر بالا روم ، پستی گریزد
اگر پستی روم ، بالا گریزد

مولانا می گوید: غم و انسان ، اجتماع نقیضین است اگر غم باشد انسانیت و عشق ، کم می شود و هرچه انسانیت و عشق ، بیشتر می شود پستی و غم ، کم می شود.
اگرچه در مورد غم سروده شده اما در همه جا صدق می کند حتی در مورد شخصیت آدمی یعنی
مراتب انسانیت ، رابطه معکوس با میزان غم دارد.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.