گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

برانید برانید که تا بازنمانید

بدانید بدانید که در عین عیانید

بتازید بتازید که چالاک سوارید

بنازید بنازید که خوبان جهانید

چه دارید چه دارید که آن یار ندارد

بیارید بیارید در این گوش بخوانید

پرندوش پرندوش خرابات چه سان بد

بگویید بگویید اگر مست شبانید

شرابیست شرابیست خدا را پنهانی

که دنیا و شما نیز ز یک جرعه آنید

دوم بار دوم بار چو یک جرعه بریزد

ز دنیا و ز عقبی و ز خود فرد بمانید

گشادست گشادست سر خابیه امروز

کدوها و سبوها سوی خمخانه کشانید

صلا گفت صلا گفت کنون فالق اصباح

سبک روح کند راح اگر سست و گرانید

رسیدند رسیدند رسولان نهانی

درآرید درآرید برونشان منشانید

دریغا و دریغا که در این خانه نگنجند

که ایشان همه کانند و شما بند مکانید

مبادا و مبادا که سر خویش بگیرید

که ایشان همه جانند و شما سخره نانید

بکوشید بکوشید که تا جان شود این تن

نه نان بود که تن گشت اگر آدمیانید

زهی عشق و زهی عشق که بس سخته کمانست

در آن دست و در آن شست و شما تیر مکانید

سماعیست سماعیست از آن سوی که سو نیست

عروسی همه آن جاست شما طبل زنانید

خموشید خموشید خموشانه بنوشید

بپوشید بپوشید شما گنج نهانید

به دیدار نهانید به آثار عیانید

پدید و نه پدیدیت که چون جوهر جانید

چو عقلید و چو عقلید هزاران و یکی چیز

پراکنده به هر خانه چو خورشید روانید

در این بحر در این بحر همه چیز بگنجد

مترسید مترسید گریبان مدرانید

دهان بست دهان بست از این شرح دل من

که تا گیج نگردید که تا خیره نمانید

 

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفاعیل مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن مکفوف محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۹ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

امین کیخا در ‫۸ سال و ۴ ماه قبل، سه شنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۱:۵۲ نوشته:

نغو کردن یعنی نرم خواندن،

 

امین کیخا در ‫۸ سال و ۴ ماه قبل، سه شنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۲:۰۰ نوشته:

سست وگران ایستار و حالت پس سنگینی از باده پریروز است یا به قول مولانا پرندوش

 

امین کیخا در ‫۸ سال و ۴ ماه قبل، سه شنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۲:۰۱ نوشته:

به لری نرم خواندن را لونیدن می گویند که فعل پهلوی زیباییست

 

امین کیخا در ‫۸ سال و ۴ ماه قبل، سه شنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۲:۱۴ نوشته:

به دنیا دوست به فارسی گیتی پژوه میگفته اند

 

یگانه در ‫۸ سال و ۴ ماه قبل، سه شنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۳۵ نوشته:

دوست عزیز جناب کیخا کم کوی و گزیده کوی چون در تا زاندک تو جهان شود پر - نه اینکه مثل شما روی هر شعری نظری کارشناسی داد ----- سعدی شیرین سخن قرنها پیش طالب دنیا را دنیا دوست نامیده و نه گیتی پژوه گاهی اوقات دوست عزیز سکوت و فرا گرفتن از دیگران و به اطلاعات خود افزودن بهتر است هرچند راحت میشهاز روی چند کتاب دم دست و لغتنامه یه چیزایی گفت و رفت و ژست استادی گرفت

 

امین کیخا در ‫۸ سال و ۴ ماه قبل، سه شنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۱۱ نوشته:

یگانه جانم من کجا گفتم استادم اگر می خواستم ژست بگیرم که واژه محلی نمی نوشتم در ضمن گیتی پژوه را من نساخته ام چنانچه گفته ام و جود داشته است و در کتاب دیده ام درود به یگانه بزرگوار منت می گذارید که بر می خوانید

 

امین کیخا در ‫۸ سال و ۴ ماه قبل، سه شنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۱۸ نوشته:

گیتی پژوه را من هم دوست ندارم اصلن هم دوست ندارم ولی چیزی که هست را که نمی شود نادیده گرفت کلمه پژوهیدن غیر جستن معانی دیگری هم داشته است و تروهیدن ریشه مشابهی با او بوده خواستم این را بگویم بهر سو من با خواندن دیگران به از بر شدن لغت ها کمک میکنم و اکنون که تو خوانده ای هتا اگر دشنام دهی من به هدفم رسیده ام درود بر تو باد

 

یگانه در ‫۸ سال و ۴ ماه قبل، سه شنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۳۶ نوشته:

دوست عزیز دل من زخمی زنجیر غمه هرچی از غم دلم بگم بازم کمه (مراد من از سخن گفتن با شما که شاید دغدغه این کاخ بلند را داشته باشید )تعداد کامنتهای شماست و کلمات جدیدی که معرفی میکنید کوشا باشید نشانی های که از کلمات جدید میدهید مستند و مستدل باشد تا اعتبار آن کلمه در نزد شنونده فزون گردد غم آوردی به دلم که فحاشی شمردی تلنگر بر آمده از دلم را

 

امین کیخا در ‫۸ سال و ۴ ماه قبل، سه شنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۵۸ نوشته:

یگانه جان خرم باشی و شکوفان ،

 

سعید در ‫۸ سال قبل، جمعه ۲۶ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۰۸:۲۷ نوشته:

پرندوش چه دلاویز است به معنی پریشب دوش در لری به معنی دیشب کاربرد دارد

 

سعید در ‫۸ سال قبل، جمعه ۲۶ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۰۸:۴۰ نوشته:

خابیه همان خنب یا خم است .و اما کدو و سبو هم با هم ارتباط دارند به این صورت که کدو را خشک میکرده اند و داخل آنرا میتراشیده اند تا بصورت سبو در می آمده چنان که در اراک برای ظرف نگهداری حبوبات به ویژه برای نو عروسان چنین کنند

 

ناشناس در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، دو شنبه ۵ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۵:۵۴ نوشته:

داشتم این حاشیه های نوشته شده رو میخوندم، دیدم واقعا حاشیه ان. کسی از اساتید میتونه به من کمک کنه در مورد مفهوم این غزل؟؟

 

بابک در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، دو شنبه ۵ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۹:۵۹ نوشته:

ناشناس گرامی،
این بنده از اساتید نیستم، ولی شاید این کمکی باشد:
...بدانید که در عین عیانید (بدانید که آشکارید)
...چه دارید که آن یار ندارد (همان داری که یار دارد)
...شرابیست خدا را...
...که دنیا و شما زیک جرعه آنید...
.... دوم بار چو یک جرعه بریزد... (لطف پروردگار که ببارد)
...ز دنیی و زعقبی وز خود فرد بمانید... (یگانگی خود را دریابی)
....شما بند مکانید...
....شما سخره نانید...
....بکوشید که جان شود این تن...
سماعیست سماعیست از آن سو که سو نیست (آن سو که نه در زمان و مکان است)
...شما گنج نهانید... (اصل وجودت)
...بدیدار نهانید به آثار عیانید ( آثارش میبینید، اصلش از دیدن نهان است)
پدید و نه پدیدیت که چون جوهر جانید(آشکاریید ولی پنهان از چشم که آن نتوان دید)
چو عقلید و چو عقلید هزاران و یکی چیز...پراکنده... (چون عقلید با هزاران پراکندگی، ولی در اصل فقط یک چیزید که عقل نمی فهمد)
...درین بحر همه چیز بگنجد....(کدام بحر؟ نه این بحر و نه آن بحر، آن بحر دگر)
که تا گیج نگردید که تا خیره نمانید ( مگر که عقلت گیج شود و حیران تا ببینی، عقل و چشم نتوان دید و فهمید)
کم و کثر را بر بنده ببخشی.

 

فرزام در ‫۳ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۰ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۱۳:۲۳ نوشته:

این شعر واقعا پر معنی تر و قشنگ تر از شعر قبلی بمیرید بود بنظرم وای موهای تنم رو سیخ کرد دیوانه کنندست فکر کنم دیگه مثنوی اولویت اولم نباشه روح ات شاد مولانا ممنونم ازت
در آخر هم که میترسه که از زیادی گفتن اسرار باعث ترسیدن.و آشفته شدن مخاطب بشه هم عالی بود

 

فرزام در ‫۳ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۰ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۱۳:۲۶ نوشته:

این دعوتنامه مولانا برای همه خوانندگان هست تا بیان به این وادی میگه نترسید بیایید اونجوری هم فکر میکنید نیست که ترساننده باشه

 

کوروش در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، پنج شنبه ۱۲ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۰۹:۴۱ نوشته:

تصحیح:
در آن دست و، در آن شست، شما تیر و کمانید

 

علیرضا بخشی زاده روشنفکر در ‫۲ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۳ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۵۳ نوشته:

درود،
غزلی دیگر در این وزن عروضی منتسب به مولانا هست که متاسفانه من در گنجور ندیدم و احتمالا از موارد مشکوک هست، بنده منافاتی با قلم و مضمون مطلوب اون حضرت بزرگوار نمی بینم، اما نظر رو به صاحب‌نظران می سپارم و شما رو به خواندن این غزل دعوت می کنم.

بیایید بیایید به میدان خرابات
مترسید مترسید ز هجران خرابات
شهنشاه شهنشاه یکی بزم نهاده است
بگویید بگویید به رندان خرابات
همه مست در آیید در این قصر در آیید
که سلطان سلاطین شده مهمان خرابات
همه مست و خرابید همه دیده پر آبید
چو خورشید بتابید بر ایوان خرابات
همه دیده و جانند همه لطف و امانند
همه سرو روانند به بستان خرابات
در آیید در آیید ، مترسید مترسید
گنهکار ببخشید به سلطان خرابات
چون آن خواجه وفا کرد همه درد دوا کرد
گنهکار رها کرد سلیمان خرابات
زهی امر رهایی زهی بزم خدایی
زهی صحبت شاهی و زهی جان خرابات
زهی مفخر تبریز زهی شمس شکر ریز
که بر راند فرس را سوی ایوان خرابات

 

هیچ در ‫۲ ماه قبل، دو شنبه ۴ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۳۳ نوشته:

دوستان در بیت 10 و 13 ایا تکرار قافیه رخ داده ؟ یا معنای انها متفاوت است و جناس هستند ؟

ممنونم اگر راهنمایی کنید

 

احسان در ‫۱ ماه قبل، دو شنبه ۲۲ شهریور ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۵۳ نوشته:

احتمالاً در بیت 13 بتوان ترکیب «تیرمکان» را یک کلمه محسوب کرد. اگر این طور باشد می توان گفت تکرار قافیه اتفاق نیافتاده است هر چند مولوی با  وجود تمام قدرت شاعری خود بعضی وقتها هم بعضی اصول را رعایت نمی کند. جالب است که با چنین طبع روانی شاکی هم است که قواعد شعر گفتن دست و پایش را بسته است.

قافیه و تفعله را گو همه سیلاب ببر                                   پوست بود پوست بود در خور مغز شعرا

رستم از این بیت و غزل ای شه دیوان ازل                          مفتعلن مفتعلن مفتعلن کشت مرا

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.