گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

از سرو مرا بوی بالای تو می‌آید

وز ماه مرا رنگ و سیمای تو می‌آید

هر نی کمر خدمت در پیش تو می‌بندد

شکر به غلامی حلوای تو می‌آید

هر نور که آید او از نور تو زاید او

می مژده دهد یعنی فردای تو می‌آید

گل خواجه سوسن شد آرایش گلشن شد

زیرا که از آن خنده رعنای تو می‌آید

هر گه ز تو بگریزم با عشق تو بستیزم

اندر سرم از شش سو سودای تو می‌آید

چون برروم از پستی بیرون شوم از هستی

در گوش من آن جا هم هیهای تو می‌آید

اندر دل آوازی پرشورش و غمازی

آن ناله چنین دانم کز نای تو می‌آید

روزست شبم از تو خشکست لبم از تو

غم نیست اگر خشکست دریای تو می‌آید

زیر فلک اطلس هشیار نماند کس

زیرا که ز بیش و پس می‌های تو می‌آید

از جور تو اندیشم جور آید در پیشم

بینم که چنان تلخی از رای تو می‌آید

شمس الحق تبریزی اندیشه چو باد خوش

جان تازه کند زیرا صحرای تو می‌آید

 
حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

هادی در ‫۲ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۵ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۵۱ نوشته:

درود بر شما،
در بیت 9، مصرع 2 "بیش" درست نیست. درست آن است که نوشته شود: "زیرا که ز پیش و پس می های تو می آید" . "بیش" به "پیش" تغییر داده شود.
سپاس

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
.. در ‫۱ سال و ۱۰ ماه قبل، چهار شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۵۲ نوشته:

زیر فلک اطلس هشیار نماند کس
زیرا که ز بیش و پس می‌های تو می‌آید..

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
.. در ‫۱ سال و ۱۰ ماه قبل، چهار شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۵۵ نوشته:

پیش و پس

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.