گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

چون جغد بود اصلش کی صورت باز آید

چون سیر خورد مردم کی بوی پیاز آید

چون افتد شیر نر از حمله حیز و غر

وز زخمه کون خر کی بانگ نماز آید

پای تو شده کوچک از تنگی پاپوچک

پا برکش ای کوچک تا پهن و دراز آید

بگشای به امیدی تو دیده جاویدی

تا تابش خورشیدش از عرش فرازآید

چنگا تو سری برکن در حلقه سر اندر کن

تو خویش تهیتر کن تا چنگ به ساز آید

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

هنگامه حیدری در ‫۶ سال و ۴ ماه قبل، سه شنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۲:۰۹ نوشته:

حضرت مولانا در این ابیات می فرمایند: از کوزه همان برون تراود که در اوست.
کسی که اصلش جغد است نمی تواند صورت پرنده باز به خود گیرد . کسی که سیر خورده باشد از دهانش بوی پیاز نخواهد آمد.
اگر پای تو کوچک شده به خاطر پاپوش تنگت بوده است پایت را از آن پاپوش درآور تا ببینی پایت تا کجاها تو را خواهد برد.
حیز: نامرد
غر: زن فاحشه
در بیت آخر می فرماید:
چنگا تو سری برکن، در حلقه سر اندر کن
تو خویش تهی تر کن، تا جنگ به ساز آید
مصراع دوم این بیت اشاره دارد به این حدیث که :
مثل المومن کمثل المزمار لا یحسن صوته الا بخلاء بطنه:
مثل مومن مثل سازی است که زیبایی صدایش جز با تهی شدن بطن و درونش به گوش نخواهد رسید.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
طلا در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، چهار شنبه ۶ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۱۸:۱۳ نوشته:

لطفا تصحیح نمایید در بیت آخر تهی تر نوشته شود

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
طلا در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، چهار شنبه ۶ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۱۸:۱۵ نوشته:

لطفا تصحیح کنید
بیت آخر تهی تر

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.