ای خفته شب تیره هنگام دعا آمد
وی نفس جفاپیشه هنگام وفا آمد
بنگر به سوی روزن بگشای در توبه
پرداخته کن خانه هین نوبت ما آمد
از جرم و جفاجویی چون دست نمیشویی
بر روی بزن آبی میقات صلا آمد
زین قبله به یاد آری چون رو به لحد آری
سودت نکند حسرت آنگه که قضا آمد
زین قبله بجو نوری تا شمع لحد باشد
آن نور شود گلشن چون نور خدا آمد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به درخواستی از خدای متعال اشاره دارد و مخاطب را به جستجوی نور و حقیقت دعوت میکند. شب تیره، زمان دعا و درخواست از خداوند است و شاعر از خداوند میخواهد که درهای توبه را بگشاید تا فرد بتواند خود را از گناهان پاک کند. همچنین، شاعر به این نکته اشاره میکند که با مرگ و قضا و قدر، حسرت در آینده سودی ندارد و باید در این دنیا به یاد خدا و نور او بود تا در آخرت به رستگاری برسد. در نهایت، نور الهی به مانند گلشنی است که انسان را به سوی بهشت هدایت میکند.
هوش مصنوعی: ای خوابیده در شب تار، وقت دعا فرا رسیده است. اینک نفسی که در گذشته سختیها کشیده، زمانی برای وفا و بخشش پیدا کرده است.
هوش مصنوعی: به درگاه خدا نگاه کن و از در توبه وارد شو. اکنون وقت آن رسیده است که خانه دل را پاکسازی کنیم و نوبت به ما رسیده است.
هوش مصنوعی: وقتی به خاطر گناه و ناپاکی خود احساس نگرانکنندهای داری و نمیتوانی خود را پاک کنی، به انصافی برسی که در آن، فرصتی برای شستشو و بهبود وجود دارد.
هوش مصنوعی: وقتی به سمت قبرستان میروید، به خاطر داشته باشید که حسرتها دیگر به شما سودی نمیرسانند، زمانی که سرنوشت فرا میرسد.
هوش مصنوعی: از این کعبه در جستجوی نوری باش که مانند شمعی بر سر قبر درخشان است، و آن نور باعث میشود که مانند گلشن و باغی پر از زیبایی شود، هنگامی که نور الهی در آن تابیده شود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.