گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

ای خفته شب تیره هنگام دعا آمد

وی نفس جفاپیشه هنگام وفا آمد

بنگر به سوی روزن بگشای در توبه

پرداخته کن خانه هین نوبت ما آمد

از جرم و جفاجویی چون دست نمی‌شویی

بر روی بزن آبی میقات صلا آمد

زین قبله به یاد آری چون رو به لحد آری

سودت نکند حسرت آنگه که قضا آمد

زین قبله بجو نوری تا شمع لحد باشد

آن نور شود گلشن چون نور خدا آمد

 
حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شقایق عسگری در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، یک شنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۵۵ نوشته:

چه زیبا و دلنشین دعوتمون کرده به اقامه نماز

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.