گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

برآمد بر شجر طوطی که تا خطبه شکر گوید

به بلبل کرد اشارت گل که تا اشعار برگوید

به سرو سبز وحی آمد که تا جانش بود در تن

میان بندد به خدمت روز و شب‌ها این سمر گوید

همه تسبیح گویانند اگر ماهست اگر ماهی

ولیکن عقل استادست او مشروحتر گوید

درآید سنگ در گریه درآید چرخ در کدیه

ز عرش آید دو صد هدیه چو او درس نظر گوید

هزاران سیمبر بینی گشاییده بر او سینه

چو آن عنبرفشان قصه نسیم آن سحر گوید

که را ماند دل آن لحظه که آن جان شرح دل گوید

که را ماند خبر از خود در آن دم کو خبر گوید

حدیث عشق جان گوید حدیث ره روان گوید

حدیث سکر سر گوید حدیث خون جگر گوید

حاشیه‌ها

تا به حال ۹ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

رستمی در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۷ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۱۱:۱۰ نوشته:

به نظر بنه ممکنه بیت اول "اشعار تر" باشه

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
روفیا در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، پنج شنبه ۱۲ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۱۰:۱۵ نوشته:

به سرو سبز وحی آمد که تا جانش بود در تن
کمر بندد به خدمت روز و شب ها را سمر گوید
یادم می آید چند سال پیش آقایی در یکی از شبکه های ماهواره ای دشمن جایگاه گیاهان و گیاهشناسی را در اشعار شعرای بزرگ پارسی زبان مورد بررسی قرار می داد.
اینجا مولانا از افسانه سرایی سرو در شبانگاهان می گوید. البته نمی دانم کدام گونه از سرو چنین خاصیتی دارد که شبانگاه زمزمه کند. لیک گونه ای صنوبر است که وقتی نسیم می وزد برگ هایش حول محور دمبرگ می چرخند و صدای دل انگیزی تولید می کنند تو گویی دارند برایت از افسانه تکامل و اینکه چگونه در مسیر تکامل بدینجا رسیدند می گویند.
در ارتفاعات سوادکوه ده ها صنوبر قلمه زده ام ولی بعدا فهمیدم همه آنها حرف نمی زنند تنها یک گونه برگ پهن در میان آنها داستانسرایی می کند!

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
روفیا در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، پنج شنبه ۱۲ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۱۰:۲۹ نوشته:

پوزش می خواهم بابت حاشیه رفتن در حاشیه!
یادم آمد هنرمند عزیز عباس کیارستمی سخن قابل تاملی در باب درخت و اینکه هر درخت در بوم خودش بهترین نسخه از خود را ارایه می دهد. (کنایه از فعالیت های هنری وی در زادگاه خودش)
اگر میدانید بگویید لطفا.
زمستان سال گذشته هنگامی که درختان را هرس کردم همه ضایعات را در عمق خاک دفن کردم تا بازیافت شوند. گویی یک شاخه کوچک از صنوبر در این حین از دستم افتاد و بعدا کارگران ملات بنّایی روی آن ساختند.
بعد برف و باران و سرما و یخبندان...
فکر می کنید در بهار چه دیدم؟
برگ های براق و نو مانند نوزاد در نقطه ای نابجا توجهم را جلب کرد. خم شدم ببینم چیست. دیدم ساقه باریک و کوچک صنوبر در میان ترکیب منجمد سیمان و ماسه ریشه و برگ داده است!!!

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
گمنام در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، پنج شنبه ۱۲ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۱۳:۳۸ نوشته:

آواز خوان " سبزو سپید " به گمانم سپیدار است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
روفیا در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، پنج شنبه ۱۲ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۱۹:۲۷ نوشته:

بلی دوست جان
سپیدار سبز و سپید است.
آوایش نشنیده ام. ولی از نظر مورفولوژی شبیه صنوبر است. گویی خویشاوند هستند. من عاشق درخت هستم. کمتر چیزی به زیبایی یک درخت دیده ام.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
گمنام در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، پنج شنبه ۱۲ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۱۹:۳۷ نوشته:

آری آری ، خویشاوند اند و خویشی نزدیکی دارند با باد بهار، و آوازی دلنشین تر از آن سپیدار از هیچ درختی نشنیده ام.
یادش گرامی که می خواند:
ای به بالا چون صنوبر ، ای به رخ چون میم و ه
عنبر افشان زلف داری ، لب چو شین و کاف و ر

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
nabavar در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، پنج شنبه ۱۲ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۵۶ نوشته:

کمتر چیزی به زیبایی یک درخت دیده ام
گرامی بانو ،
من دیده و شنیده ام :
سخن مهرآمیز

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
روفیا در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۳ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۴۸ نوشته:

راست می گویید حسین، 1 جان
یادگاری که در این گنبد دوار بماند...

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
nabavar در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۰۱:۵۶ نوشته:

بانوی گرامی
آری دوست جان
دستمان را رو کردیم
تا بوی خوش دوست ازین خاک شنیدیم
با بال و پرعشق به افلاک پریدیم
تا از دم گرمش سخن مهر بر آمد
در سینه به شادی ز سر شوق تپیدیم
تا زمزمه و نغمه ی مهرست به لبهاش بر غمزه ی دربان درِ دوست مریدیم
شعر از من نیست
زنده باشید

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.