گنجور

غزل شمارهٔ ۵۶۲

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

خیال ترک من هر شب صفات ذات من گردد

که نفی ذات من در وی همی اثبات من گردد

ز حرف عین چشم او ز ظرف جیم گوش او

شه شطرنج هفت اختر به حرفی مات من گردد

اگر زان سیب بن سیبی شکافم حوریی زاید

که عالم را فروگیرد رز و جنات من گردد

وگر مصحف به کف گیرم ز حیرت افتد از دستم

رخش سرعشر من خواند لبش آیات من گردد

جهان طورست و من موسی که من بی‌هوش و او رقصان

ولیکن این کسی داند که بر میقات من گردد

برآمد آفتاب جان که خیزید ای گران جانان

که گر بر کوه برتابم کمین ذرات من گردد

خمش چندان بنالیدم که تا صد قرن این عالم

در این هیهای من پیچد بر این هیهات من گردد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گیوم ارمند نوشته:

بیت اول را شاید بتوان از دید تصوف نظری اینچنین شرحی داد:

گویا مولانا اشاره به این آیه دارد:
۳۹:۴۲الله یتوفی الانفس حین موتها و التی لم تمت فی منامها فیمسک التی قضی علیها الموت و یرسل الاخری الی اجل مسمی… ):(خداست که نفسها را در هنگام مرگشان و نیز آنها را که نمرده اند در خوابشان ، بطورکامل می گیرد، پس هر یک از آنها که حکم مرگش رسیده باشد نگه می دارد و آن دیگری را به بدنش باز می گرداند تا مدتی معین)

خیال ترک من هر شب صفات ذات من گردد که نفی ذات من در وی همی اثبات من گردد

در اینمورد از قول دانشمند ارجمند توشیهیکو ایزوتسو در باره خیال و رؤیا از نظر عارف بزرگمند و همفکر مولانا ابن عربی می نویسد:
عادتا تخیل به معنای نیرویی است که قادر به ایجاد یک تلقی گول زننده از حضور اشیایی است که یا در عالم خارج قرار ندارند و یا کلا غیر موجودند. لیکن تخیل برای ابن عربی قوه ای است که اشیائی را در ذهن احضار میکند…و در عالم محسوسات حاضر نیستند…این تخیل به صورتی مبهم و محجوب شأنی از حضرات (عوالم[تجلیات الهی]) بالای هستی را دیدنی می سازد…عملی درذهن مستقیما در ارتباط با عالم مثال…[که] عالمی حقیقی است که در آن صورتهای اشیاء به نحوی میان…روحانیت محض و مادیت صرف وجود دارند…عالم «مثال» همیشه موجود است و در هر لحظه بر ضمیر انسان کار میکند. لیکن آدمی معمولا به هنگام بیداری از این عالم آگاهی ندارد، [زیرا] به دلیل نیروهای مادی عالم خارجی تمرکز نمی یابد. تنها به هنگام خواب است که با به تعلیق در آمدن قوای مادی ذهن او، نیروی خیال قادر به درست عمل کردن است، و رؤیاهای صادقه (درست) پدید می آید. [باید رؤیا را درست تعبیر کرد]

مولانا، ۳۳:
جمله خیالات جهان پیش خیال او دوان
مانند آهن پاره‌ها در جذبه آهن ربا

و در مورد رؤیا بدین معنا، از بیان حافظ (۶۱) یک نمونه:

من گدا و تمنای وصل او هیهات
مگر به خواب ببینم خیال منظَر [دیدگاه، لقا] دوست

👆☹

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.