کار ندارم جز این کارگه و کارم اوست
لاف زنم لاف لاف چونک خریدارم اوست
طوطی گویا شدم چون شکرستانم اوست
بلبل بویا شدم چون گل و گلزارم اوست
پر به ملک برزنم چون پر و بالم از اوست
سر به فلک برزنم چون سر و دستارم اوست
جان و دلم ساکنست زانک دل و جانم اوست
قافلهام ایمنست قافله سالارم اوست
بر مثل گلستان رنگرزم خم اوست
بر مثل آفتاب تیغ گهردارم اوست
خانه جسمم چرا سجده گه خلق شد
زانک به روز و به شب بر در و دیوارم اوست
دست به دست جز او مینسپارد دلم
زانک طبیب غم این دل بیمارم اوست
بر رخ هر کس که نیست داغ غلامی او
گر پدر من بود دشمن و اغیارم اوست
ای که تو مفلس شدی سنگ به دل برزدی
صله ز من خواه زانک مخزن و انبارم اوست
شاه مرا خوانده است چون نروم پیش شاه
منکر او چون شوم چون همه اقرارم اوست
گفت خمش چند چند لاف تو و گفت تو
من چه کنم ای عزیز گفتن بسیارم اوست


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به تأکید بر عشق و وابستگی عمیق خود به معشوق میپردازد و بیان میکند که جز او کار دیگری ندارد. او از شادی و زیبایی زندگیاش میگوید که وابسته به وجود معشوق است و تمام جنبههای زندگیاش، از جان و دل تا امنیت قافلهاش، به او مرتبط است. شاعر با استفاده از تشبیهات زیبا، نشان میدهد که چگونه معشوق به او رنگ و روح میبخشد و تمامی مراتب هستیاش را دربرگرفته است. او به ارزش و مقام معشوق برای خود اشاره کرده و عشق را جایی میداند که حتی اگر در سختی باشد، دلش به او میسپارد. در نهایت، شاعر از لاف زدن و گفتن زیاد سخن میگوید، که در این وضعیت عشق، خود را تسلیم حقیقت میداند.
هوش مصنوعی: من هیچ کار دیگری ندارم جز این جا و تمام کار من اوست. من فقط طوری صحبت میکنم که انگار خریدارم اوست.
هوش مصنوعی: چون من از محبت خدا و زیباییهای او پر شدهام، مانند طوطی شیرینزبان شدهام و چون بلبل دلانگیز، به خاطر وجود او در گلزار عشق به سر میبرم.
هوش مصنوعی: اگر بال و پرم از اوست، میتوانم در ملک (جهان) پرواز کنم و اگر سر و دستارم هم از اوست، میتوانم به آسمان بروم.
هوش مصنوعی: جان و دل من آرام و ساکن هستند زیرا دل و جان من از آن اوست. قافلهام در امنیت است چون رهبر و سالار این قافله اوست.
هوش مصنوعی: خم او به مانند گلستان است، یعنی زیبایی و لطافت او در دل و جانم مانند رنگهای گلستان است. همچنین، او به مانند آفتاب برای من است، که وجودش همچون تیغی بلند و تیز است و میتواند زندگیام را روشن کند و به من قدرت دهد.
هوش مصنوعی: وجود مادّی من چرا محل سجده و عبادت سایر خلق شده است؟ زیرا به صورت دائمی، چه در روز و چه در شب، دل و جان من به یاد و عشق او (خدا) مشغول است.
هوش مصنوعی: دل من جز به دست خداوند عشق، که همانا طبیب غمها و مشکلات من است، به کسی دیگر اعتماد نمیکند و چیزی نمیدهد.
هوش مصنوعی: هر کسی که بر چهرهاش نشانهای از محبت و بندهبودن برای او (خدای عاشقان) نداشته باشد، حتی اگر پدر من نیز دشمن باشد، او را مینشناسم و او (خدای عاشقان) برای من غریبه است.
هوش مصنوعی: ای کسی که به خاطر فقر و تنگدستی، سنگ را به دل گرفتهای (به خود سختی میزنی)، از من چیزی بخواه، چون من نگهدارنده و صاحب گنجینه و ثروتی هستم که در دل دارم.
هوش مصنوعی: من نمیتوانم به درگاه شاه بروم و انکارش کنم، چون او من را به دعوت کرده است، و اگر او را انکار کنم، به خودم دروغ گفتهام، زیرا حقیقت این است که او همهچیز من است.
هوش مصنوعی: گفتند سکوت کن و از لاف و ادعاهای تو بگذریم، حالا من چه باید بگویم ای عزیز؟ چون او (خدا) خودش همهچیز را میگوید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.