گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

ساقی و سردهی ز لب یارم آرزوست

بدمستی ز نرگس خمارم آرزوست

هندوی طره‌ات چه رسن باز لولییست

لولی گری طره طرارم آرزوست

اندر دلم ز غمزه غماز فتنه‌هاست

فتنه نشان جادوی بیمارم آرزوست

زان رو که غدرها و دغاهاش بس خوش‌ست

غدرش مرا بسوزد غدارم آرزوست

زان شمع بی‌نظیر که در لامکان بتافت

پروانه وار سوخته هموارم آرزوست

گلزار حسن رو بگشا زانک از رخت

مه شرمسار گشته و گلزارم آرزوست

بعد از چهار سال نشستیم دو به دو

یک ره به کوی وصل تو دوچارم آرزوست

انکار کرد عقل تو وین کار کرده عشق

انکار سود نیست چو این کارم آرزوست

رانیم بالش شه و رانی به زخم مار

با مصطفای حسن در آن غارم آرزوست

تاتار هجر کرد سیاهی و عنبری

زان مشک‌های آهوی تاتارم آرزوست

باریست بر دلم که مرا هیچ بار نیست

ای شاه بار ده که یکی بارم آرزوست

عارست ای خفاش تو را ناز آفتاب

صد سجده من بکرده بر آن عارم آرزوست

با داردار وعده وصلت رسید صبر

هجران دو چشم بسته و بر دارم آرزوست

هست این سپاه عشق تو جان سوز و دلفروز

و اندر سپاه عشق تو سالارم آرزوست

دجال هجر بر سرم از غم قیامتیست

لابد فسون عیسی و تیمارم آرزوست

مکری بکرد بنده و مکری بکرد وصل

از مکر توبه کردم مکارم آرزوست

تا سوی گلشن طرب آیم خراب و مست

از گلشن وصال تو یک خارم آرزوست

زان طره‌های زلف کمرساز بنده را

کز شهر دررمیدم کهسارم آرزوست

موسی جان بدید درختی ز نور نار

آن شعله درخت و از آن نارم آرزوست

تبریز چون بهشت ز دیدار شمس دین

اندر بهشت رفته و دیدارم آرزوست

 

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیرایه یغمایی در ‫۶ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۶ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۰۸:۰۰ نوشته:

بــا داردار وعـدۀ وصـــلـت رســـیـد صـــبـر
هجران دو چشم بسته و بر دارم آرزوست
داردار: برای مفهوم داردار که در این ابیات مولانا آمده اکنون کلمۀ دار و مدار به‌کار می‌رود که به‌معنای مدارا کردن و کج‌دار و مریز است و داردار در بیشتر گویش‌ها به‌معنای داد زدن و با صدای بلند و ناهنجار صحبت کردن، توپ و تشر رفتن، بد و بیراه گفتن.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

سعید فاضلی در ‫۴ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۳۸ نوشته:

رانیم بالش شه و رانی به زخم مار
با مصطفای حسن در آن غارم آرزوست
در اینجا حضرت مولانا اشاره ای ظریف به حکایت یار غار دارد که در حالی که پیامبر سر بر ران ابابکر نهاده مشغول استراحت بود ماری پای ابوبکر صدیق را نیش زد...

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.