گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

ای گشته ز شاه عشق شهمات

در خشم مباش و در مکافات

در باغ فنا درآ و بنگر

در جان بقای خویش جنات

چون پیشترک روی تو از خود

بینی ز ورای این سماوات

سلطان حقایق و معانی

وز نور قدیم چتر و رایات

چون گشت عیان مجو کرامت

کز بهر نشان بود کرامات

تا ساحل بحر سیل پیداست

چون غرقه شود کجاست هیهات

ما مات تویم شمس تبریز

صد خدمت و صد سلام از مات

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
منبع اولیه: ویکی‌درج
برای ویرایش و بهبود متن با نام کاربری خود وارد شوید

معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده استmusic_note

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

وفایی در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، پنج شنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۱۷:۲۹ نوشته:

بیت آخر :
ما مات توایم شمس تبریز

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.