گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

طیب‌الله عیشکم، لا اوحش‌الله من ابی

لست انسی احبتی، والجفا لیس مذهبی

سایه بر بندگان فکن، که تو مهتاب هر شبی

سخنی گو، خمش مکن، که به غایت شکر لبی

ما تسلیت عنکم، ما نسینا حقوقکم

نصب عینی خیالکم لیس حسناه یختبی

جان سوارست و فارسی، خر تن زیر ران او

زشت باشد که زیر خر، کند این روح مرکبی

فتح الله عیننا، جمع‌الله بیننا

خفرات اتیننا، بجمال و غبغب

هله زین نیر درگذر، بده آن جام معتبر

که دل و جان ز جام او، برهد زین مذبذبی

املاالکأس لا تقل لنداماک اصبروا

نفدالصبرالتقی یا حبیبی و صاحبی

زمن از تو دونده شد، فلکت نیز بنده شد

دو جهان از تو زنده شد چه دلاویز مشربی!

حیث ما حاول‌الثری، فمه جانب‌السما

حبث ما حل خاطری، انت قصدی و مطلبی

دل به اسباب این جهان به امید تو می‌رود

که تو اسباب را همه بید خود مسببی

ز تو مشغول می‌شود به سببها ضمیرها

خبرش نی ز قرب تو، که تو از قرب اقربی

املا لکأس صاحبی، من دنان ابن راهب

یا کریما مکرما تتجمل و تطرب

هله خامش مگو صلا، تو که داری بخور هلا

چو درین ظل دولتی ز چه رو در تقلبی؟!

سکرالقوم فاسکتوا طرب‌الروح فانصتوا

وصلوا لا تعربدوا طلبا للتغلب

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

نادر.. در ‫۳ سال و ۵ ماه قبل، دو شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۱۳ نوشته:

ز تو مشغول می‌شود به سببها ضمیرها
خبرش نی ز قرب تو، که تو از قرب اقربی..

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
علی در ‫۱ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۴ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۱۱ نوشته:

معنی بیت چهارم رو لطفاً می‌فرمایید؟

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
nabavar در ‫۱ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۴ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۵۷ نوشته:

گرامی علی
جان سوارست و فارسی، خر تن زیر ران او
زشت باشد که زیر خر، کند این روح مرکبی
فارِس به مانای سوار یا دلیرمرد سوار کار است و جمع آن فوارس
جان انسان بر تن انسان سوار است {تن را همچو خر فرض کرده}اگر جان بار کش تن باشد زشت است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.