گنجور

برای پیشنهاد تصاویر مرتبط با اشعار لازم است ابتدا با نام کاربری خود وارد گنجور شوید.

ورود به گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

ای نای بس خوش است کز اسرار آگهی

کار او کند که دارد از کار آگهی

ای نای همچو بلبل نالان آن گلی

گردن مخار کز گل بی‌خار آگهی

گفتم به نای همدم یاری مدزد راز

گفتا هلاک توست به یک بار آگهی

گفتم خلاص من به هلاک من اندر است

آتش بنه بسوز بمگذار آگهی

گفتا چگونه رهزن این قافله شوم

دانم که هست قافله سالار آگهی

گفتم چو یار گم شدگان را نمی‌نواخت

از آگهی همی‌شد بیزار آگهی

نه چشم گشته‌ای تو که بی‌آگهی ز خویش

ما را حجاب دیده و دیدار آگهی

زان همدم لبی که تو را سر بریده‌اند

ای ننگ سر در این ره و ای عار آگهی

از خود تهی شدی و ز اسرار پر شدی

زیرا ز خودپرست و ز انکار آگهی

چون می‌چشی ز لعل لب یار ناله چیست

بگذار تا کند گله‌ای زار آگهی

نی نی ز بهر خود تو نمی‌نالی ای کریم

بگری بر آنک دارد ز اغیار آگهی

گردون اگر بنالد گاو است زیر بار

زین نعل بازگونه غلط کار آگهی

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

نادر.. در ‫۲ سال و ۹ ماه قبل، چهار شنبه ۱۰ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۰۶:۲۵ نوشته:

زان همدم لبی که تو را سر بریده‌اند..

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
بابک پرتو در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۴۴ نوشته:

واژه vaen که به معنای دیدن هست و مرئی که vaena باشد و وینات vinat ، از همین ریشه وین = نی است . در سانسکریت ven + venati و در پارسی کهن vain و در هزوارش vin است .اینست که ما در شگفتیم وقتی مولوی ازآن سخن میگوید که نای ، از اسرار آگاه است . این اندیشه ها را ، همه ، تشبیه و استعاره و کنایه و تمثیل و .... میگیرند و پیوندش را از فرهنگ ایران ، میبرّنـد .
ای نای ، بس خوشست کز اسرار آگهی کار او کند که دارد ، از کار ، آگهی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
بابک چندم در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، یک شنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۵۸ نوشته:

@ بابک پرتو
دوست عزیز،
مطلبق معمول من یکی را که کله پا کردی...
اگر آورده بودی که این vin در فارسی تبدیل شده به "بین" (ریشه بینایی، بینش، ببین، و...) عرض می شد که صد آفرین، ولی با چه فرمول و شامورتی بازی "وین = نی " (vin=ney!!!) شد را نیافتم که نیافتم...
نمونه های دیگری از (v) کهن که در فارسی تبدیل به ( b) شده :
ورهرام و وهرام -> بهرام
وهومن -> بهمن
باری،
در اینجا پر واضح است که نای همان آلت موسیقی است که :
در بیت دوم چون بلبل نغمه سر می دهد ( می خواند، نه آنکه ببیند)
و در ابیات 8 و 10 بر لب می نشیند...

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
بابک چندم در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، یک شنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۰۳ نوشته:

مطابق نه مطلبق

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.