گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

ای خواب به جان تو زحمت ببری امشب

وز بهر خدا زین جا اندرگذری امشب

هر جا که بپری تو ویران شود آن مجلس

ای خواب در این مجلس تا درنپری امشب

امشب به جمال او پرورده شود دیده

ای چشم ز بی‌خوابی تا غم نخوری امشب

و اللیل اذا یغشی ای خواب برو حاشا

تا از دل بیداران صد تحفه بری امشب

گر خلق همه خفتند ای دل تو بحمدالله

گر دوش نمی‌خفتی امشب بتری امشب

با ماه که همخویم تا روز سخن گویم

کای مونس مشتاقان صاحب نظری امشب

شد ماه گواه من استاره سپاه من

وز ناوک استاره‌ای مه سپری امشب

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

علی در ‫۴ سال و ۱۱ ماه قبل، چهار شنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۱۳:۴۰ نوشته:

تو بیت آخر "استاره" و "ای" نباید جدا باشن؟ چسبیده معنی و اهنگش ناجور میشه یکم.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
ناصر از آنکارا در ‫۲ سال و ۹ ماه قبل، پنج شنبه ۱۱ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۲۸ نوشته:

سلام علی
در بیت آخر
حتما بین استاره و ای مه باید فاصله و ویگول باشد.
یعنی: ای ماه امشب تو سپر باش در مقابل تیرهایی که از ستاره میرسند.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.