گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

به دغل کی بگزیند دل یارم یاری

کی فریبد شه طرار مرا طراری

کی میان من و آن یار بگنجد مویی

کی در آن گلشن و گلزار بخسپد ماری

عنکبوتی بتند پرده اغیار شود

همچو صدیق و محمد من و او در غاری

گل صدبرگ ز رشک رخ او جامه درید

حال گل چونک چنین است چه باشد خاری

هم بگویم دو سه بیتی که ندانی سر و پاش

لیک بهر دل من ریش بجنبان کآری

بس طبیب است که هشیار کند مجنون را

وین طبیبم نهلد در دو جهان هشیاری

آفتاب رخ او را حشم تیغ زنیم

که نخواهیم به جز دیدن او ادراری

ما چو خورشیدپرستیم بر این بام رویم

تا نپوشد رخ خورشید ز ما دیواری

کیست خورشید بگو شمس حق تبریزی

که نگنجد صفتش در صحف گفتاری

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

رسته در ‫۹ سال و ۸ ماه قبل، چهار شنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۰، ساعت ۰۵:۳۳ نوشته:

بیت 5
غلط : کری
درست: کآری
---
پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.