گنجور

 
مولانا

چو مرا ز عشق کهنه صنما به یاد دادی

دل همچو آتشم را به هزار باد دادی

چو ز هجر تو به نالم ز خدا جواب آید

که چو یوسفی خریدی به چه در مزاد دادی

دو جهان اگر درآید به دلم حقیر باشد

دل خسته را ز عشقت چه عجب گشاد دادی

تو اگر ز خار گفتی دو هزار گل شکفتی

تو اگر چه تلخ گفتی همگی مراد دادی

تبریز شمس دین تو ز جهان جان چه داری

که دکان این جهان را تو چنین کساد دادی

 
 
 
مشکلات اینترنت
غزل شمارهٔ ۲۸۴۶ به خوانش عندلیب
می‌خواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
فعال یا غیرفعال‌سازی قفل متن روی خوانش من بخوانم