به مبارکی و شادی بستان ز عشق جامی
که ندا کند شرابش که کجاست تلخکامی
چه بود حیات بیاو هوسی و چارمیخی
چه بود به پیش او جان دغلی کمین غلامی
قدحی دو چون بخوردی خوش و شیرگیر گردی
به دماغ تو فرستد شه و شیر ما پیامی
خنک آن دلی که در وی بنهاد بخت تختی
خنک آن سری که در وی می ما نهاد کامی
ز سلام پادشاهان به خدا ملول گردد
چو شنید نیکبختی ز تو سرسری سلامی
به میان دلق مستی به قمارخانه جان
بر خلق نام او بد سوی عرش نیک نامی
خنک آن دمی که مالد کف شاه پر و بالش
که سپیدباز مایی به چنین گزیده دامی
ز شراب خوش بخورش نه شکوفه و نه شورش
نه به دوستان نیازی نه ز دشمن انتقامی
همه خلق در کشاکش تو خراب و مست و دلخوش
همه را نظاره میکن هله از کنار بامی
ز تو یک سؤال دارم بکنم دگر نگویم
ز چه گشت زر پخته دل و جان ما ز خامی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به وصف خوشیها و لذتهای عشق میپردازد و از جمال معشوق به شوق میآید. او زندگی بدون عشق را بیمعنا و پر از رنج میداند و به تجربههای شیرین و سرمستی ناشی از عشق اشاره میکند. در این میان، ناامیدی از مقامهای دنیوی و نیکبختی واقعی که در عشق مییابد، مورد تأکید قرار میگیرد. شاعر با بکار بردن نشانههای شراب و مستی، حس شوق و شادی را برای رسیدن به معشوق مورد اشاره قرار میدهد و با یک سؤال در انتها، به کنجکاوی در فهم عمق این احساسات میرسد.
هوش مصنوعی: به خوشی و شادی، از عشق جامی بیاور که شرابش به ما میگوید کجاست تلخی و ناکامی.
هوش مصنوعی: زندگی بدون وجود او (معشوق) چه ارزشی دارد که فقط هوس و وابستگی است و در پیش او، جان فریبنده و پستِ بندهای (غلام) کمین کرده است.
هوش مصنوعی: وقتی که زیبایی شراب را در جامی نظاره میکنی و از آن لذت میبری، آن وقت پادشاه و شیر (که نماد قدرت و جذابیت است) پیامی به ذهن تو میفرستد.
هوش مصنوعی: خوشا به حال آن دل که بخت برایش مقام و منزلت بالایی قرار داده است، و خوش به حال آن سَر که در آن عشق و شادی را گذاشته و به کامیابی رسیده است.
هوش مصنوعی: هنگامی که پادشاهان از سلام تو بیخبر باشند، حتی در برابر خدا نیز خسته و ملول خواهند شد، زیرا خوشبختی تو را به سادگی و سرسری درک میکنند.
هوش مصنوعی: در میان لباسهای بادهآلود و در قمارخانه، جان خود را بر سر نام او میگذارم، نامی نیک که به سوی عرش بالا میرود.
هوش مصنوعی: خوشا آن لحظهای که ما را به دام شاهین سپید (که نماد پاکی و بلندی مقام است) بیندازد، زیرا ما به قدری شایسته و متمایز هستیم که در چنین دامی گرفتار میشویم.
هوش مصنوعی: از شراب خوش بیا بنوش که نه نیازی به شکوفه و شور و شوق دارد، نه به دوستان احتیاج است و نه انتقام از دشمنان مطلوب است.
هوش مصنوعی: همه مردم در کشمکش و تلاطم وجود تو در حال خوشی و در مستی هستند و تو هم آنها را از بالای بام مینگری.
هوش مصنوعی: از تو یک سوال دارم که دیگر نمیخواهم دربارهاش صحبت کنم: چرا دل و جان ما از نادانی پخته و آماده شده، مثل زر (طلا)؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
که برد به نزد شاهان ز من گدا پیامی
که به کوی می فروشان دو هزار جم به جامی
شدهام خراب و بدنام و هنوز امیدوارم
که به همت عزیزان برسم به نیک نامی
تو که کیمیافروشی نظری به قلب ما کن
[...]
زده ام ز عشق شمعی بخود آتشی بخامی
شده ام خراب و رسوا بامید نیکنامی
به لبم ز بزم وصلش نرسیده است جامی
دل تلخ مشرب من نرسیده زو به کامی
نه ازو به من حدیثی نه به او مرا سلامی
نه در آن حریم دارم به مراد دل مقامی
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.