گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

گر این سلطان ما را بنده باشی

همه گریند و تو در خنده باشی

وگر غم پر شود اطراف عالم

تو شاد و خرم و فرخنده باشی

وگر چرخ و زمین از هم بدرد

ورای هر دو جانی زنده باشی

به هفتم چرخ نوبت پنج داری

چو خیمه شش جهت برکنده باشی

همه مشتاق دیدار تو باشند

تو صد پرده فروافکنده باشی

چو اندیشه به جاسوسی اسرار

درون سینه‌ها گردنده باشی

دلا بر چشم خوبان چهره بگشا

که اندیشد که تو شرمنده باشی

بدیشان صدقه می‌ده چون هلالند

تو بدری از کجا گیرنده باشی

اگر خالی شوی از خویش چون نی

چو نی پر از شکر آکنده باشی

برو خرقه گرو کن در خرابات

چو سالوسان چرا در ژنده باشی

به عشق شمس تبریزی بده جان

که تا چون عشق او پاینده باشی

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.