گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

کی افسون خواند در گوشت که ابرو پرگره داری

نگفتم با کسی منشین که باشد از طرب عاری

یکی پرزهر افسونی فروخواند به گوش تو

ز صحن سینه پرغم دهد پیغام بیماری

چو دیدی آن ترش رو را مخلل کرده ابرو را

از او بگریز و بشناسش چرا موقوف گفتاری

چه حاجت آب دریا را چشش چون رنگ او دیدی

که پرزهرت کند آبش اگر چه نوش منقاری

لطیفان و ظریفانی که بودستند در عالم

رمیده و بدگمان بودند همچون کبک کهساری

گر استفراغ می‌خواهی از آن طزغوی گندیده

مفرح بدهمت لیکن مکن دیگر وحل خواری

الا یا صاحب الدار ادر کأسا من النار

فدفینی و صفینی و صفو عینک الجاری

فطفینا و عزینا فان عدنا فجازینا

فانا مسنا ضر فلا ترضی باضراری

ادر کأسا عهدناه فانا ما جحدناه

فعندی منه آثار و انی مدرک ثاری

ادر کأسا باجفانی فدا روحی و ریحانی

و انت المحشر الثانی فاحیینا بمدرار

فاوقد لی مصابیحی و ناولنی مفاتیحی

و غیرنی و سیرنی بجود کفک الساری

چو نامت پارسی گویم کند تازی مرا لابه

چو تازی وصف تو گویم برآرد پارسی زاری

بگه امروز زنجیری دگر در گردنم کردی

زهی طوق و زهی منصب که هست آن سلسله داری

چو زنجیری نهی بر سگ شود شاه همه شیران

چو زنگی را دهی رنگی شود رومی و روم آری

الا یا صاحب الکاس و یا من قلبه قاسی

اتبلینی بافلاسی و تعلینی باکثاری

لسان العرب و الترک هما فی کاسک المر

فناول قهوه تغنی من اعساری و ایساری

مگر شاه عرب را من بدیدم دوش خواب اندر

چه جای خواب می‌بینم جمالش را به بیداری

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

امین افشار در ‫۴ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۷ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۷:۳۹ نوشته:

درود
برگردان ابیات عربی غزل:
بیت 7 تا 11:
اَلا یا صاحِبَ اَلْدّارِ، اَدِرْ کَأساً مِنَ الْنّار
فَدَفِّینی وَ صَفِّینی وَ صَفْوُ عَیْنِکَ الْجارِی

ای صاحب خانه، جامی از آتش بگردان،
به تمامی مست و خرابم گردان و آن اشک پالوده خود را جاری.
فَطَفِّینا وَ عَزِّینا، فَاِنْ عُدْنا فَجَازِینا
فَأِنّا مَسَّنا ضُرٌّ، فَلا تَرْضی' بِأِضْرارِی

حالمان نیکو گردان و عزیزمان بدار، چون خواستیم بازگردیم مجازاتمان کن.
همانا بس زیان کردیم، پس (بیش ازین) زیان کردنمان را روا مدار .
اَدِرْ کَأساً عَهِدْنَاهُ، فَاِنّا ما' جَحَدْناهُ
فَعِنْدِی مِنْهُ آثارٌ، وَ اِنِّی مُدْرِکُ ثارِی

آن جام که می شناسیمش به گردش آر، ما آن را انکار نمی کنیم،
هنوز نشانه های آن نزدم هست، من کوتاهیم را جبران خواهم کرد.
اَدِرْ کَأساً بِأَجْفانِی فَدا رَوحِی وَ رَیْحَانِی
ِوَ اَنْتَ الْمَحْشَرُ الْثّانِی فَاَحْیَیْنا بِمِدْرار
جام را بر پلک چشمانم به گردش آور، جان و تنم فدا باد.
تو رستاخیر دومی، پس به ابر پربار کرمت زنده مان گردان.
فَأَوقِدْ لِی مَصابِیحی وَ ناوِلْنِی مَفاتِیحی
وَ غَیِّرْنی وَ سَیِّرْنی بِجُودِ کَفِّکَ الْسّارِی
چراغ هایم بیافروز و کلیدهایم به دست ده.
دگرگونم گردان و با دست بخشنده ات به پروازم در آر.
ابیات 15 و 16:
اَلا یَا صاحِبَ الْکَاسِ وَ یَا مَنْ قَلْبُهُ قَاسی
اَتُبْلِینی بِأِفْلاسِی وَ تُعْلِینی بِأِکْثَاری؟

ای صاحب پیمانه، وی دلی سخت دارنده،
(آیا) به تنگدستی ام کشانی و با عطای بسیارت شهره آفاقم (زنده به عشق) گردانی؟
لِسانُ الْعُرْبِ وَ الْتُّرکِ هُما فِی کَاسِکَ الْمُزکِ
فَناوِلْ قَهْوَةً تُغْنِی عَنْ اِعْساری وَ اِیسارِی
زبان عربی و ترکی هر دو در پیمانه پالایشگر توست،
شرابی بنوشان که از تنگی و فراخی بی نیاز گرداند.
بدرود

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
امین افشار در ‫۴ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۷ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۷:۴۶ نوشته:

درود
توجه بدارید کسره در اخر نبم مصرع ها "ی" خوانده می شود. مثلن نیم مصرع اول بیت 11 این گونه خوانده می شود:
الا یا صاحب الداری ادر کاسا من الناری
بدرود

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
بهروز در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۱ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۰۲ نوشته:

پیوند به وبگاه بیرونی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.