چون دل من جست ز تن بازنگشتی چه شدی
بیدل من بیدل من راست شدی هر چه بدی
گر کژ و گر راست شدی ور کم ور کاست شدی
فارغ و آزاد بدی خواجه ز هر نیک و بدی
هیچ فضولی نبدی هیچ ملولی نبدی
دانش و گولی نبدی طبل تحیات زدی
خواجه چه گیری گروم تو نروی من بروم
کهنه نهام خواجه نوم در مدد اندر مددی
آتش و نفتم نخورد ور بخورد بازدهد
چون عددی را بخورد بازدهد بیعددی
بر سر خرپشته من بانگ زن ای کشته من
دانک من اندر چمنم صورت من در لحدی
گرچه بود در لحدی خوش بودش با احدی
آنک در آن دام بود کی خوردش دام و ددی
و آنک از او دور بود گرچه که منصور بود
زارتر از مور بود ز آنک ندارد سندی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از جدایی میان دل و تن سخن میگوید و از احساسات درونیاش به شوق و درد میپردازد. او به بیان این نکته میپردازد که جدا شدن از دل به معنای رهایی از همه نیک و بد نیست، بلکه برخی از احساسات و حالات دشوارتر میشوند. شاعر در پی توصیف حالتی است که در آن بدون دل، ارتباط با حقیقت و معانی عمیق زندگی دشوار میشود. همچنین اشاره میکند که حتی در مرگ و نبودن، شخصی قادر است در خاطر و یاد دیگران باقی بماند و ارزشمند باشد. پایان غزل به پرسش از دغدغههای انسانی و روحی توجه دارد، اگرچه وجود او کمرنگ شده باشد.
هوش مصنوعی: وقتی دل من از جسم جدا شد، دیگر به من برنگشتی. چه شده است که بیدل من، تو هم به حال دل بیدل من راضی شدی، هر چه بدی؟
هوش مصنوعی: چه راست و چه نادرست شدهای، چه کم و چه زیاد شدهای، برای تو هیچ فرقی نمیکند، زیرا خواجه (خدا یا ولی کامل) از هر خوبی و بدی آزاد است.
هوش مصنوعی: شما هیچگونه فضولی و بیحوصلگی نداشتهاید و نه از علم و دانش بیخبر بودهاید، بلکه با طبل شکرگزاری و احتیاط عمل کردهاید.
هوش مصنوعی: ای خواجه (مرد بزرگ یا ولی)، اگر تو مرا نگیری، من میروم. مننه تنها به خودم بلکه همچنین به یاری و مدد تو (در زندگیم) نیاز دارم.
هوش مصنوعی: اگر آتش و نفت به هم برخورد کنند، آتش از بین نمیرود و حتی اگر بخورد، باز هم وجودش ادامه خواهد داشت. اینجا به واقعیت وجودی و جاودانگی چیزی اشاره شده است که در برابر نابودی مقاوم است، مانند عدد که همیشه موجود است و هیچ چیز نمیتواند آن را از بین ببرد.
هوش مصنوعی: ای کسی که کشتهٔ عشق من هستی، بر بالای بام من فریاد بزن، چون من در باغ عشق زندگی میکنم و جسم من در قبر است.
هوش مصنوعی: هرچند که او در قبر (لحد) نسبت به دیگران خوشحال بود، اما آن کس که در دام (گرفتاری) بود طاقت نداشت و قربانی دام و دد (حیوان درنده) قرار گرفته است.
هوش مصنوعی: هر کسی که از حقیقت دور باشد، با اینکه مقام و شأن والایی دارد، در وضعی ناگوار و بد قرار دارد و زبونتر از مور است، زیرا او نمیتواند بر مدعایش دلیل و سندی بیاورد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
عیش جهان پیسه بود گاه خوشی گاه بدی
عاشق او شو که دهد ملکت عیش ابدی
چونک سپید است و سیه روز و شب عمر همه
عمر دگر جو که بود ساده چو نور صمدی
ای تو فرورفته به خود گاه از آن گور و لحد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.