گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

نرد کف تو بردست مرا

شیر غم تو خوردست مرا

گشتم چو خلیل اندر غم تو

آتشکده‌ها سردست مرا

در خاک فنا ای دل بمران

کز راندن تو گردست مرا

می‌ران فرسی در گلشن جان

کز گلشن جان وردست مرا

در شادی ما وهمی نرسد

کاین خنده گری پرده‌ست مرا

صد رخ ز درون سرخ‌ست مرا

یک رخ ز برون زردست مرا

ای احول ده این هر دو جهان

کز راحت تو دردست مرا

در رهبریت ای مرد طلب

بر هر سر ره مردست مرا

خاموش و مجو تو شهرت خود

کز راحت تو دردست مرا

 

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مستفعلتن مستفعلتن | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ساسان در ‫۸ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۱ مرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۲:۱۳ نوشته:

مصراع دوم بیت هفتم غلط تایپ شده است تکرار مصراع دوم بیت آخر است
جفت است ترا فرد است مرا
از روی تصحیح فروزانفر

 

وفایی در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، دو شنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۱۹ نوشته:

آقای ساسان کاملا صحیح نوشته اند .

 

وفایی در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، دو شنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۳۱ نوشته:

من دارم با خودم فکر می کنم که آقای ساسان ، مرداد 92 این بیت را به درستی تصحیح کرده اند . الان سال 96 است ! یعنی نزدیک به چهار سال است که این کامنت نوشته شده ولی هیچ تغییری در آن بیت اشتباه صورت نگرفته ....
اگر گنجور عزیز ، هیچ نظرات ما را تحویل نمی گیرند ، پس ما برای چه می نویسیم ؟!
شاید بهتر باشد فقط به پاسخ دادن به سوالات دوستان بسنده کنیم ...

 

همایون در ‫۲ سال و ۱۰ ماه قبل، پنج شنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۴:۲۱ نوشته:

کاین خنده گری پردست مرا
همانطور که خورده است و برده است به صورت خوردست و بردست با حذف ه آمده است
ای احول اگر این هر دو جهان - جفتند ترا فردست مرا
غزلی زیبا، شاد و و متفاوت
دل همیشه راه فنا را می‌‌پیماید و در طلب افرینندگی است تا از فنا، نوی را به هستی‌ بیاورد
جان در آغاز اسیر و دلباخته هستی‌ و زیبائی‌های آن است ولی همیشه جان به یک حال نمی ماند
این موضوع که جان در طول تاریخ تغییر می‌‌کند بعدا توسط هگل مطرح می‌‌شود
ولی دریافت جلال دین به مراتب ژرف تر است
به دل می‌‌گوید که اینقدر در فنا تاخت و تاز و گرد و خاک به پا نکن، بیا و یک سواری و گردش در جان من بکن
جان من درد و غم از شیر مرد طلب و نراد زمان دریافت می‌‌کند نه از خواهش‌های کوچک هستی‌ و بی‌ آنکه نامی‌ ببرد از شمس می‌‌گوید ولی اینبار از اثری که در او گذاشته شده است و توانائی خود می‌‌گوید و او را راحت می‌‌گذارد زیرا پهلوانی و مردی حکم می‌‌کند که خود پای به میدان بگذاری

 

Erfan Emami در ‫۲ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۲۵ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۲۸ نوشته:

سلام دوستان اسم این وزن چی.هست؟؟؟

 

ناشناس در ‫۱ سال و ۸ ماه قبل، سه شنبه ۱۰ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۴۸ نوشته:

سلام ممکنه کسی معنی بیت 5 رو بگه لطفا؟

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.